الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

436

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

حكم تنها از آنِ خداست » « 1 » هنگامى كه در كنار آيهء شريفهء « فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَماً مِّنْ أَهْلِها » « 2 » گذارده شود معلوم مىشود كه معناى حاكميت و داورىِ خدا اين است كه هركس مىخواهد حكميت كند بايد طبق قرآن و فرمان خدا باشد و لازم نيست خداوند دربارهء هر قضيهء شخصيه‌اى آيه‌اى نازل كند . ولى بيماردلان و كسانى كه به تعبير قرآن « الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ » « 3 » مىباشند متشابهات را مىگيرند و محكمات را رها مىكنند و آيات قرآن را مطابق ميل و خواستهء نادرست خود تفسير مىنمايند . به همين دليل امام عليه السلام به ابن عبّاس مىفرمايد : « براى رهايى از بحث‌هاى منافقان و كوردلان به سراغ قرآن نرود ، زيرا بحث‌هاى دامنه‌دارِ محكم و متشابه پيش مىآيد و آنها كه فقط به دنبال متشابهات اند به خواستهء خود مىرسند » . 2 . قرآن چون به منزلهء قانون اساسى اسلام است طبعا مسائل را غالباً به صورت كلى بيان مىكند و تطبيق كليات بر مصداق‌ها گاه بر اثر لجاجت و يا كج‌فهمى مورد سوء استفاده قرار مىگيرد در حالى كه سنّت در بسيارى از موارد به صورت فعل شخصى پيامبر است و هيچ جاى انكار و گفت‌وگو در آن نيست مثل اينكه در داستان « بنىقريظه » پيامبر داورى را به « سعد بن معاذ » داد ! اين خود جواب دندان‌شكنى براى خوارج است كه مىگفتند : داورى مخصوص خداست . آرى بخش مهمى از سنّت پيامبر افعال اوست كه در موارد خاصى از آن حضرت سر مىزد در حالى كه قرآن تنها سخنان خداست و اين سخنان هرچند براى حق‌جويان ابهامى ندارد ولى براى افراد مغرض و لجوج قابل سوء استفاده است .

--> ( 1 ) . يوسف ، آيهء 40 ( 2 ) . نساء ، آيهء 35 ( 3 ) . آل عمران ، آيهء 7