الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
363
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
ظهر خدمت امام رسيدم فرمود : براى چه اكنون آمدى ؟ گفتم : و اللَّه محبّت تو مرا به اينجا آورد . فرمود : اگر راست مىگويى مرا در سه جا خواهى ديد : هنگامى كه جان به گلويت مىرسد و در نزد صراط و در كنار حوض كوثر . « 1 » سيّد حميرى ؛ شاعر معروف ، در شعر خود به اين ماجرا اشاره مىكند : يا حارُ هَمْدانٍ مَنْ يَمُتْ يَرَني * مِنْ مُؤْمِنٍ أوْ مُنافِقٍ قُبُلًا « 2 » « اى حارث همْدان هركسى مىميرد مرا در برابر خود مىبيند ؛ خواه مؤمن باشد يا منافق ، مؤمن شاد مىشود و منافق بر ناراحتىاش افزوده مىگردد » . در بعضى از كتب آمده كه شيخ بهايى گفته است من از نوادگان حارث همدانى هستم . « 3 » حارث در سال 65 هجرى يعنى چهار سال بعد از واقعهء كربلا چشم از جهان فرو بست و اگر در واقعهء كربلا حضور نداشت به اين دليل بود كه مدتها بيمار و بسترى بود و ظاهراً سن زيادى داشت ، زيرا در روايات بالا خوانديم كه خدمت امام اميرالمؤمنين عرض كرد : پيرم در حالى كه اين سخن در سال 40 هجرى يا پيش از آن بوده است . در كتاب الفتوح ابن اعثم از ابن عباس چنين روايت شده كه هنگامى كه على عليه السلام از صفين باز گشت و جنگ نهروان با خوارج نيز پايان گرفت ، حارث همدانى خدمت آن حضرت رسيد . امام فرمود : اى حارث ! از ديشب بسيار غمگين و اندوهناكم . حارث عرض كرد : يا اميرالمؤمنين چرا ؟ آيا از جنگ با اهل شام و بصره و نهروان پشيمانى ؟ فرمود : واى بر تو اى حارث ! نه من از اين جهت خوشحالم . چيزى كه مرا غمگين ساخته اين است كه در خواب سرزمين كربلا را
--> ( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، مدخل حارث همدانى ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 6 ، ص 180 ( 3 ) . سفينه البحار ، ج 2 ، ص 141