الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

291

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

و مسلمين و برافروختن آتش‌هاى جنگ‌هاى متعدد بر ضد مسلمانان است و همچنين جد مادرى معاويه « عتبة بن ربيعه » و دايىاش « وليد بن عتبه » است كه همه از سران كفر ، شرك ، بت‌پرستى و نفاق بوده‌اند . « ولى ( مع الاسف ) تو همان مسير گذشتگان خود را با ادعاهاى باطل و ورود در دروغ و فريب‌افكنى و اكاذيب مىپيمايى و آنچه بالاتر از شأن توست به خود نسبت مىدهى و به آنچه بدان نبايد برسى ( و شايستهء آن نيستى ) دست مىافكنى » ؛ ( وَاقْتِحَامِكَ « 1 » غُرُورَ الْمَيْنِ « 2 » وَالْأَكَاذِيبِ ، وَبِانْتِحَالِكَ « 3 » مَا قَدْ عَلَا عَنْكَ ، وَابْتِزَازِكَ « 4 » لِمَا قَدِ اخْتُزِنَ « 5 » دُونَكَ ) . منظور از ادعاى باطل همان ادعاى خلافت است كه معاويه در شام براى خود بيعت گرفت و منظور از ورود در دروغ ، فريب‌افكنى و اكاذيب ، ادعاى خون‌خواهى عثمان و مظلوم بودن طلحه و زبير و عايشه است و منظور از نسبت دادن چيزى كه در شأن او نيست به خود و دست انداختن به آنچه حق او نيست همان حكومت مصر و شام است كه انتظار داشت امام آن دو را به او واگذار كند و آن را شرط بيعت قرار داده بود . و جملهء « وَابْتِزَازِكَ . . . » به گفتهء بعضى از شارحان

--> ( 1 ) . « اقتحام » به معناى ورود در چيزى بدون مطالعه است و بعضى به معناى ورود در چيزى با قدرت و شدت‌گرفته‌اند و بعضى آن را به معناى ورود در كارهاى سخت و خوفناك تفسير كرده‌اند ( تفسير اوّل از معجم الوسيط و تفسير دوم از مجمع البحرين و تفسير سوم از مفردات راغب است و تمام اين تفسيرها در عبارت بالا مىتواند جمع باشد ) ( 2 ) . « المَيْن » در بسيارى از كتب لغت به معناى دروغ ذكر شده ، بنابراين « اكاذيب » ( جمع اكذوبه ) تأكيدى بر آن است و بعضى گفته‌اند : « مَيْن » غالباً با « كذب » ذكر مىشود و استعمال آن به تنهايى كمتر است . اين احتمال نيز وجود دارد كه « مين » اشاره به اصل دروغ باشد و « اكاذيب » اشاره به انواع دروغ ( 3 ) . « انْتِحال » به معناى ادعا كردن چيزى است كه تعلق به گوينده ندارد و گاه به معناى اعتقاد به چيزى داشتن و آن را به عنوان مذهب خود پذيرفتن آمده است و در جملهء بالا به همين معنا به كار رفته است ( 4 ) . « ابْتِزاز » در اصل به معناى ربودن يا دزديدن آمده است و ضرب‌المثلى در عرب است كه مىگويد : « من عزّ بزّ » يعنى كسى كه غلبه كند اشيا را از ديگران مىربايد ( 5 ) . « اختُزِنَ » يعنى ذخيره شده است و « اخْتُزِنَ دُونَك » يعنى براى ديگرى ذخيره شده است از ريشهء « خَزَنَ » به معناى چيزى را در جايى ذخيره كردن