الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
275
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
اسلام بودند ) و اين جاى تعجب نيست ، زيرا على عليه السلام ادامهء وجود مبارك پيغمبر اكرم بود در حالى كه معاويه ادامهء پدرش ابوسفيان ( دشمن شمارهء يك اسلام ) بود . « 1 » امام عليه السلام در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « با اين حال اگر در اين رويارويى و ملاقات شتاب دارى ( كمى ) دست نگه دار ، زيرا اگر من به ديدار تو آيم سزاوارتر است ، چرا كه خداوند مرا به سوى تو فرستاده تا از تو انتقام بگيرم و اگر تو به ديدار من آيى ( با نيروى عظيم كوبندهاى روبهرو خواهى شد و ) چنان است كه شاعر بنى اسد گفته : آنها به استقبال تندباد تابستانى مىشتابند كه آنان را در ميان سراشيبىها و تخته سنگها با سنگريزههايش در هم مىكوبد . و ( بدان ) همان شمشيرى كه با آن بر پيكر جد و دايى و برادرت در يك ميدان نبرد ( در ميان جنگ بدر ) زدم هنوز نزد من است » ؛ ( فَإِنْ كَانَ فِيهِ عَجَلٌ فَاسْتَرْفِهْ « 2 » ، فَإِنِّي إِنْ أَزُرْكَ فَذَلِكَ جَدِيرٌ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ إِنَّمَا بَعَثَنِي إِلَيْكَ لِلنِّقْمَةِ مِنْكَ ! وَإِنْ تَزُرْنِي فَكَمَا قَالَ أَخُو بَنِي أَسَدٍ : مُسْتَقْبِلِينَ رِيَاحَ الصَّيْفِ تَضْرِبُهُمْ * بِحَاصِبٍ « 3 » بَيْنَ أَغْوَارٍ « 4 » وَجُلْمُودِ « 5 » وَعِنْدِي السَّيْفُ الَّذِي أَعْضَضْتُهُ « 6 » بِجَدِّكَ وَخَالِكَ وَأَخِيكَ فِي مَقَامٍ وَاحِد ) .
--> ( 1 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 161 ( 2 ) . « اسْتَرْفِه » از ريشهء « رفاهية » به معناى زندگى آرام و راحتبخش است ، بنابراين جملهء « اسْتَرْفِه » مفهومشاين است كه آسوده باش ( 3 ) . « حاصِب » به معناى طوفان و بادى است كه سنگريزهها را به حركت در مىآورد و پشت سر هم بر جايى مىكوبد و در اصل از « حصباء » به معناى سنگريزه گرفته شده است ( 4 ) . « أغْوار » جمع « غور » بر وزن « فور » به معناى سراشيبى و قعر چيزى است ( 5 ) . « جُلْمُود » به معناى تخته سنگ است ( 6 ) . « أعْضَضْتُ » از ريشهء « اعضاض » و « عضّ » به معناى گزيدن گرفته شده و « اعضاض » به معناى چيزى را به گزيدن وادار كردن است و در اينجا اشاره به ضربات شمشير است