الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
268
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بلكه در حالى بود كه همهء بزرگان عرب در برابر رسول خدا صلى الله عليه و آله تسليم شدند و به حزب او درآمدند » ؛ ( وَمَا أَسْلَمَ مُسْلِمُكُمْ إِلَّا كَرْهاً ، وَبَعْدَ أَنْ كَانَ أَنْفُ « 1 » الْإِسْلَامِ كُلُّهُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله حِزْباً ) . هر كس كمترين آشنايى با تاريخ اسلام داشته باشد آنچه را امام در اين چند جمله فرموده است تصديق مىكند ، زيرا همهء مورخان نوشتهاند : بنىاميّه به رهبرى ابوسفيان در ميدانهاى نبرد اسلامى در برابر پيغمبر اكرم قرار داشتند و از هيچ كارشكنى بر ضد آن حضرت خوددارى نكردند و اسلام آنها تنها در زمان فتح مكه كه رسول خدا با لشكر عظيمى براى فتح مكه آمد و مكيان همه تسليم شدند صورت گرفت و به گفتهء « محمد عبده » در شرح نهجالبلاغه اش ، ابوسفيان تنها يك شب پيش از فتح مكه آن هم از ترس قتل و خوف از لشكر پيغمبر كه بيش از ده هزار نفر بودند ( ظاهراً ) ايمان آورد در حالى كه اشراف عرب قبل از آن اسلام را پذيرا شده بودند . « 2 » راستى شگفتآور است كه معاويه براى تحميق جمعى از شاميان سادهلوح آن زمان ، يك چنين حقيقت مسلم تاريخى را انكار مىكند و به مغالطه مىپردازد . عجيب اينكه - هرچند از يك نظر عجيب نيست - سخن معاويه در برابر امام دقيقاً همان چيزى است كه ابو جهل در برابر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله گفت ؛ او مىگفت : قريش همه با هم متحد بودند تا اينكه محمد آمد و ميان آنها تفرقه افكند . « 3 »
--> ( 1 ) . « أنْفُ » همانطور كه در شرح اين كلام آمده است در اصل به معناى بينى است ؛ ولى در ادبيات عرب گاهكنايه از آغاز چيزى و گاه كنايه از افراد و اشخاص برجسته است ، از اين رو شارحان نهجالبلاغه هر كدام يكى از اين دو معنا را انتخاب كردهاند ولى با توجّه به كلمهء « كله » معناى دوم مناسبتر است ؛ يعنى برجستگان عرب همگى اسلام را پذيرفتند . البته اگر نسخهء « حَرْبا » به جاى « حِزْبا » پذيرفته شود معناى جمله چنين خواهد بود : « شما بنىاميّه اسلام را بعد از آن پذيرفتيد كه در تمام سالهاى آغازين اسلام با پيغمبر اسلام مىجنگيديد » ( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء محمد عبده ، ذيل نامهء مورد بحث ( 3 ) . شرح نهج البلاغهء علّامه شوشترى ، ج 4 ، ص 252