الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
241
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
وَاحِداً وَهُمْ طِلَاعُ « 1 » الْأَرْضِ كُلِّهَا مَا بَالَيْتُ وَلَا اسْتَوْحَشْتُ ) . اين نهايت شجاعت و ايمان امام را به هدف و مقصودش نشان مىدهد همانگونه كه در نامهء « عثمان بن حنيف » نيز گذشت كه مىفرمايد : « وَاللَّهُ لَوْ تَظاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلى قِتالي لَما وَلَّيْتُ عَنْها ؛ به خدا سوگند اگر تمام عرب به پيكار من برخيزند من پشت به ميدان نبرد نخواهم كرد » . سپس دو دليل براى اين مطلب بيان مىكند ، در دليل اوّل مىفرمايد : « من از آن گمراهى كه آنها در آن هستند و هدايتى كه من بر آنم كاملًا آگاهم و به پروردگارم يقين دارم ( و به همين دليل در مبارزهء با آن گمراهان كمترين ترديد به خود راه نمىدهم ) » ؛ ( وَإِنِّي مِنْ ضَلَالِهِمُ الَّذِي هُمْ فِيهِ وَالْهُدَى الَّذِي أَنَا عَلَيْهِ لَعَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ نَفْسِي وَيَقِينٍ مِنْ رَبِّي ) . سپس دليل دوم را بيان مىدارد و مىفرمايد : « من مشتاق ( شهادت و ) لقاى پروردگارم و به پاداش نيكش منتظر و اميدوارم » ؛ ( وَإِنِّي إِلَى لِقَاءِ اللَّهِ لَمُشْتَاقٌ وَحُسْنِ ثَوَابِهِ لَمُنْتَظِرٌ رَاجٍ ) . بنابراين عشق به شهادت و ثوابهاى عظيمى كه خداوند نصيب شهيدان راهش مىكند مرا بر اين مىدارد كه از كثرت دشمن و تنهايى خودم كمترين وحشتى نداشته باشم . آنگاه امام عليه السلام در ادامهء سخن مىافزايد : « ولى ( مىكوشم زنده بمانم و بر آنها پيروز شوم ، زيرا ) از اين اندوهگينم كه حكومت اين دولت به دست سفيهان و بىخردان و فاجران و نابكاران بيفتد و در نتيجه بيتالمال را به غارت ببرند و بندگان خدا را برده و اسير خويش سازند ، با صالحان نبرد كنند و فاسقان را همدست و حزب خود سازند » ؛ ( وَلَكِنَّنِي آسَى « 2 » أَنْ
--> ( 1 ) . « طِلاع » به معناى فراگير و پركننده است و از طلوع آفتاب گرفته شده كه همه جا را پر مىكند ( 2 ) . « آسى » ( صيغهء متكلم وحده ) از ريشهء « أسىً » بر وزن « رسن » به معناى حزن و اندوه گرفته شده است ؛ يعنى غمگين مىشوم