الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

225

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

است . اين كار درست به اين مىماند كه سيلابى حركت كرده ، انسان خانهء خود را كه در معرض سيلاب است رها كند و در فكر اين باشد كه سيلاب را به خانهء دشمن هدايت نمايد . حضرت در ادامه مى افزايد : « مشغول شدن تو به حمله به اهل قرقيسيا و رها ساختن پادگان هايى كه حفظش را بر عهدهء تو واگذار كرده‌ايم - در حالى كه هيچ كس از آن دفاع نمىكرد و لشكر دشمن را از آن دور نمىساخت - يك فكر نادرست و پراكنده و بيهوده است » ؛ ( وَإِنَّ تَعَاطِيَكَ « 1 » الْغَارَةَ عَلَى أَهْلِ قِرْقِيسِيَا ، وَتَعْطِيلَكَ مَسَالِحَكَ « 2 » الَّتِي وَلَّيْنَاكَ لَيْسَ بِهَا مَنْ يَمْنَعُهَا ، وَلَا يَرُدُّ الْجَيْشَ عَنْهَا لَرَأْيٌ شَعَاعٌ « 3 » ) . سپس امام در ادامهء اين سخن مفاسد كارى را كه او انجام داده برايش بر مىشمارد و مشكلات حاصل شده را با شش جمله بيان مىكند : نخست مىفرمايد : « بدان تو در حقيقت پلى شده‌اى براى دشمنانى كه مىخواستند بر دوستانت حمله كنند » ؛ ( فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً لِمَنْ أَرَادَ الْغَارَةَ مِنْ أَعْدَائِكَ عَلَى أَوْلِيَائِكَ ) . تعبير به « جسر » ؛ ( پل ) اشاره به اين است كه تو زمينهء نفوذ آنها را در منطقهء تحت فرمانت بدون توجّه و بر اثر اشتباه در محاسبه فراهم ساختى ؛ منطقه را خالى كردى و به سراغ جاى ديگرى رفتى كه از حوزهء مأموريت تو خارج بود . سپس مىفرمايد : « تو نه بازوى توانايى نشان دادى و نه هيبت و ابّهتى در دل دشمن ايجاد كردى ؛ نه مرزى را حفظ نمودى و نه شوكت دشمن را در هم شكستى ؛ نه اهل شهر و ديارت را حمايت كردى و نه امير و پيشوايت را ( از

--> ( 1 ) . « تَعاطِى » به معناى سرگرم شدن و مشغول به كارى شدن و يا به سراغ كار مهم و خطرناك و پرزحمتىرفتن است ، كارى كه در مقابل آن عطا و مزدى قرار داده شده است ( 2 ) . « مَسالِح » جمع « مَسْلَحة » بر وزن « مقبرة » به محل تجمع نيروها و پادگان نظامى اطلاق مىشود ( 3 ) . « شَعاع » به معناى شىء پراكنده و متفرق است و « رأى شعاع » يعنى فكر باطل و بيهوده