الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
222
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
تحت نفوذ خود را رها كرده و به سراغ مناطق ديگرى رفته بود و همين امر سبب شد كه غارتگران لشكر شام و معاويه ضربهء سنگينى بر مردم منطقه وارد سازند . ماجرا به گونهاى كه « ابن اثير » مورخ معروف در كتاب « كامل » نوشته است چنين بود : در سال 39 هجرت ، معاويه ، سفيان بن عوف را با شش هزار مرد جنگى به مرزهاى عراق فرستاد و دستور داد به سراغ منطقهء « هيت » بيايد و آنجا را از مناطق ديگر جدا سازد سپس به سراغ شهر « انبار » و بعد « مدائن » برود و ضرباتى بر مردم آنجا وارد سازد ( و گروهى از اهل آنجا را به قتل برساند و خونهاى بىگناهان را بريزد ) سفيان هنگامى كه به « هيت » آمد كسى را نديد كه از آنجا دفاع كند . به « انبار » آمد كه در آنجا يكى از پادگانهاى على عليه السلام براى حفظ مرزها مستقر بود و پانصد نفر از آن نگهدارى مىكردند در حالى كه بيشتر آن جمعيت پراكنده شده بودند و سبب پراكندگى آنها اين بود كه به « كميل بن زياد » خبر رسيد گروهى از اهل « قرقيسا » ؛ ( يكى از شهرهاى شام نزديك مرزهاى عراق كه مركز تجارى مهمى ميان عراق و شام محسوب مىشد ) مىخواهند به « هيت » حمله كنند او بدون كسب اجازه از اميرمؤمنان على عليه السلام به سوى « قرقيسا » رفت و « هيت » را خالى گذارد و همراهان سفيان آمدند و جنايات زيادى در آنجا مرتكب شدند ؛ اموال زيادى را از انبار غارت كردند و به سوى معاويه برگشتند . به محض اينكه اين خبر به على عليه السلام رسيد ، گروهى از سپاهيان خود را به تعقيب آنها فرستاد ؛ ولى آنها منطقه را ترك كرده بودند . « 1 » امام عليه السلام كميل را سرزنش كرد و نامهء مورد بحث را براى وى مرقوم داشت . * * *
--> ( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 376 ، حوادث سال 39 هجرى