الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
115
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بار مىخوانند و از كارشناسان حقوقى و غير حقوقى كمك مىگيرند مبادا يك بند آن مشكل آفرين باشد . سزاوار است مردم در معاملات شخصى و خصوصى نيز اين دستور مولا را كه در مورد عهدنامهها بيان فرموده رعايت كنند و خود را از مشكلات احتمالى رهايى بخشند . حضرت در ادامهء سخن در چهارمين دستور مىفرمايد : « ( و همانگونه كه نبايد عبارتى در عهدنامه باشد كه دشمن از آن سوء استفاده كند ) تو نيز بعد از تأكيد و عبارات محكم عهدنامه ، تكيه بر بعضى از تعبيرات سست و آسيبپذير براى شكستن پيمان منما » ؛ ( وَلَا تُعَوِّلَنَّ عَلَى لَحْنِ قَوْلٍ « 1 » بَعْدَ التَّأْكِيدِ وَالتَّوْثِقَةِ ) اين دستور امام عليه السلام پايبند بودن اسلام و مسلمانان را به ارزشهاى انسانى درباره وفاى به عهد آشكارتر مىسازد و نشانهء روشنى از عدالت اسلام است ، زيرا همانگونه كه سوء استفادهء دشمن را از عبارات عهدنامه نمىپسندند به دوست هم اجازهء اين كار را نمىدهد . البته ممكن است امضاكنندهء پيمان اظهار كند كه هدفم غير از اين بوده است كه ظاهر عبارت دلالت دارد ، يا من به حكم ناچارى توريه كردم ولى مىدانيم در تمام پيمانها و حتى اسناد معاملات و وقفنامهها و وصيتنامهها معيار ، ظواهر الفاظ است و هيچ كس حق ندارد با هيچ بهانهاى از آن فراتر رود . از اين رو اميرمؤمنان على عليه السلام در خطبهء هشتم نهجالبلاغه هنگامى كه « زبير » با عذرهاى واهى مىخواست بيعت خود را با امام بشكند چنين فرمود : « يَزْعُمُ أَنَّهُ قَدْ بَايَعَ بِيَدِهِ وَلَمْ يُبَايِعْ بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَقَرَّ بِالْبَيْعَةِ وَادَّعَى الْوَلِيجَةَ فَلْيَأْتِ عَلَيْهَا بِأَمْرٍ يُعْرَفُ وَإِلَّا فَلْيَدْخُلْ فِيمَا خَرَجَ مِنْهُ ؛ او گمان مىكند كه بيعتش تنها با دست بوده نه با دل پس اقرار به بيعت مىكند ؛ ولى مدعى امرى پنهانى است ( كه نيّتش چيز
--> ( 1 ) . « لَحْن قَوْل » به گفتهء ارباب لغت سخنى است كه از قواعد و سنن خود منصرف گردد و نتيجهء خلافى از آن گرفته شود