الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

110

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

قرآن‌ها بر سر نيزه‌ها بر صلح با معاويه اصرار داشتند در حالى كه اين صلح مايهء بدبختى مسلمانان شد و اگر جنگ كمى ادامه مىداشت كار براى هميشه يكسره مىشد . در عصر ما گاه دولت‌هاى استعمارى دم از صلح با ملت‌ها مىزنند ؛ صلحى كه به گفتهء مرحوم مَغنيّه در شرح نهج‌البلاغه‌اش در سه چيز خلاصه مىشود : روى كار آمدن حكومتى مزدور ؛ اقتصادى كه مصالح استعمارگران را تأمين كند و تشكيلات ادارى و نظامى كه تابع ارادهء آنها باشد . و اظهار مىدارند كه اگر اين سه تأمين بشود هر شرط ديگرى را خواهند پذيرفت در حالى كه نتيجهء آن جز بدبختى و شكست همه جانبه نخواهد بود . « 1 » بديهى است منظور از رضايت خداوند همان تأمين مصالح اسلام و مردم مسلمان است كه به‌وسيلهء انديشمندان و مشاوران آگاه حكومت تضمين مىشود . فوايد سه گانه‌اى را كه امام در اينجا براى صلح بيان فرموده كاملًا جامع است ، زيرا صلح نتيجه‌اى براى لشكر ، ثمره‌اى براى زمامدار و فايده‌اى براى مردم دارد ؛ لشكر آرامش پيدا مىكند و مىتواند خود را آماده‌تر از پيش براى دفع هرگونه حملهء دشمن سازد و زمامدار كه به هنگام جنگ تمام فكرش متوجه برنامه‌هاى آن مىشود از اين افكار آزار دهنده راحت مىگردد و به تمشيت ساير امور مىپردازد و مردم هم احساس امنيّت مىكنند و به پيشبرد كارهاى اجتماعى و فرهنگى و اقتصادى مىپردازند . اين تعبيرات نشان مىدهد كه جنگ بلايى بزرگ است و حتى الامكان بايد از آن پرهيز كرد مگر آنكه خطرى براى كشور اسلام احساس شود كه در آنجا بايد شجاعانه ايستاد .

--> ( 1 ) . فى ظلال نهج‌البلاغه ، ج 4 ، ص 112