الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

591

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

نصابه « 1 » ، و انزاح « 2 » الباطل عن مقامه ، و انقطع لسانه عن منبته ) . اين تعبير اشاره به انحرافاتى است كه بعد از رسول اللّه مخصوصا در عصر خليفهء سوم روى داد ؛ بيت المال اسلام بازيچهء دست گروهى دنياپرست شد و بنى اميّه كه بازماندگان دشمن شمارهء يك اسلام ؛ يعنى ابو سفيان بودند ، مقامات مهم را در حكومت اسلامى در اختيار گرفتند و هر كارى از دستشان ساخته بود كردند و نتيجهء آن شورشى بود كه بر ضد خليفه بر پا شد و منجر به كشته شدن خليفه و دستياران او « 3 » در برابر چشم مهاجران و انصار شد بىآنكه از وى دفاع كنند . ولى هنگامى كه امام امير مؤمنان على عليه السّلام زمام حكومت را به دست گرفت حق به جايگاه اصلىاش بازگشت و طرفداران باطل كنار زده شدند و ديگر كسى قدرت نداشت كه از وضعيت سابق دفاع كند و حقوق توده‌هاى مستضعف مسلمين را در كام دنياپرستان جاه‌طلب و زياده‌خواه بريزد . نه‌تنها امير مؤمنان ، بلكه همهء امامان اهل‌بيت عليهم‌السّلام به حكم داشتن مقام عصمت كه با دلايل مختلف ازجمله حديث ثقلين ، قابل اثبات است هرگاه قدرت حكومت را به دست مىگرفتند به يقين همين امور رخ مىداد . در پايان به بيان آخرين وصف مىفرمايد : « آنها دين را درك كردند ؛ دركى توأم با نگهدارى كامل و عمل ، نه تنها با شنيدن و روايت كردن ، چرا كه راويان علم فراوانند و عمل‌كنندگان آن كم » ؛ ( عملوا الدّين عقل وعاية « 4 » و رعاية ، لا عقل سماع

--> ( 1 ) . « نصاب » در اصل به معناى محل بازگشت و جايگاه مناسب و ريشه و ابتداى هر چيزى است . سپس به اندازه و مقدار در باب زكات و مانند آن اطلاق شده است . ( 2 ) . « انزاح » از ريشهء « زوح » بر وزن « زوج » در اصل به معناى كوچ كردن از مكان است . سپس در مورد هر چيزى كه از جايگاهش كنار برود اطلاق شده است . ( 3 ) . رجوع كنيد به : تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 440 - 441 . ( 4 ) . اين واژه در منابع لغت به اين صورت ديده نشد و صحيح آن « وعاء » است كه به معناى ظرف براى چيزى است و به نظر مىرسد كه نسخهء اصلى وعاء بوده كه هماهنگ با سماع در جملهء بعد است .