الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
553
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
آن روز كه فرزندت ابراهيم از دنيا چشم پوشيد ، اشك مىريختى ولى بىتابى و جزع نداشتى ، در مصيبت عظيم عمويت حمزه نيز همين گونه رفتار كردى ، پس ما شكيبايى را از تو آموختيم . واژهء ( مماطل ) به معناى بدهكارى است كه اداى دين خود را به تأخير مىاندازد و « داء المماطل » به بيمارى لاعلاج گفته مىشود و شباهت به چنان بدهكارى دارد . ( كمد ) به معناى اندوه درونى است و ( محالف ) كسى است كه با انسان پيمان بسته و بر سر پيمان خويش است ، بنابراين « كمد محالف » اشاره به اندوه درونى پايدار است . ضمير تثنيه در ( قلّا لك ) اشاره به همان داء و كمد است ؛ يعنى درد مصيبت تو و اندوه پايدار آن باز هم در برابر عظمت اين مصيبت ناچيز است . امام در ادامه مىافزايد : « امّا چه مىتوان كرد ، چون مرگ چيزى است كه نمىتوان آن را باز گرداند و قدرت بر دفع آن نيست » ( و لكنّه ما لا يملك ردّه ، ولا يستطاع دفعه ! ) . بنابراين گريستن و بىتابى مشكلى را حل نمىكند ، بايد صبر داشت و به رضاى خدا راضى بود . و به گفته سعدى : خبر دارى اى استخوانى قفس * كه جان تو مرغى است نامش نفس چو مرغ از قفس رفت و بگسست قيد * دگر ره ، نگردد به دام تو صيد در پايان بار ديگر در مقام ابراز عشق و علاقه به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله بر آمده عرضه مىدارد : « پدر و مادرم فدايت باد ! ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن و هميشه ما را به خاطر داشته باش » ؛ ( بأبي أنت و أمّي ! اذكرنا عند ربّك ، و اجعلنا من بالك ) . « 1 »
--> ( 1 ) . « بال » به معناى خاطر و قلب و حال است .