الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
540
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
دگرگونى است ، بنابراين تفاوتها هرگز به سلب اختيار آدمى و مسئلهء جبر نمىانجامد . ولى سخن در اين است كه سرچشمهء اين تفاوتها چيست ؟ چرا بعضى از نظر جسمانى بلند قامت ، بعضى ديگر كوتاه ، عدّهاى زيباروى و گروهى نازيبا ، جمعى پراستعداد و بعضى ضعيف و ناتوان ، گروهى با سخاوت و جمعى بخيل هستند . امام عليه السّلام اين اختلافات را به موادّى مستند مىسازد كه جسم انسان از آن برگرفته شده و مىفرمايد : « آنچه بين آنها ايجاد تفاوت كرده آغازهاى سرشت آنهاست ، زيرا آنها قطعهاى بودند از زمين شور و شيرين ، محكم و سست ، و بر حسب نزديك بودن خاكهايشان با يكديگر بههم نزديكند و به مقدار فاصلهء اختلاف خاكشان با يكديگر متفاوتند » ؛ ( إنّما فرّق بينهم مبادئ « 1 » طينهم و ذلك أنّهم كانوا فلقة « 2 » من سبخ « 3 » أرض و عذبها « 4 » ، و حزن « 5 » تربة و سهلها « 6 » ، فهم على حسب قرب أرضهم يتقاربون ، و على قدر اختلافها يتفاوتون ) . بر طبق اين بيان ، تفاوتها از تفاوت مواد مختلف زمينى گرفته شده است و با توجّه به اينكه زمينها و مواد تركيبى آنها باهم اختلاف دارند ، و تركيبهاى وجود انسانها از آن مواد باهم متفاوت است و تفاوت آن مواد تأثير در تفاوت روحيات
--> ( 1 ) . « مبادى » جمع مبدأ به معناى آغاز هرچيزى است و در اينجا به معناى عناصرى است كه طينت انسانها را تشكيل داده است . ( 2 ) . « فلقة » به معناى قطعه از هرچيزى است . از ريشهء « خلق » بر وزن « حلق » گرفته شده كه به معناى شكاف دادن است و از آنجايى كه شكاف دادن سبب مىشود هرچيزى به قطعات متعدّد تقسيم شود ، واژهء « فلقه » به معناى قطعه آمده است . ( 3 ) . « سبخ » به معناى زمين شورهزار است . ( 4 ) . « عذب » به معناى شيرين و گواراست ( مقابل سبخ است ) . ( 5 ) . « حزن » اين واژه هنگامى كه در مورد زمين به كار رود به معناى زمين خشن و ناهموار است و « حزن » به معناى غم نيز از همين ريشه گرفته شده است . ( 6 ) . « سهل » اين واژه هنگامى كه در مورد زمين به كار رود به معناى زمين هموار و نرم است و « سهل » به معناى آسان نيز از همين ريشه گرفته شده است .