الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
404
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
همچون بيمارى كه از شدت درد به خود مىپيچد و مىنالد سر داد و نزديك بود از حرارت آن بسوزد ، به او گفتم : اى عقيل ! عزاداران همچون مادران فرزند مرده ، به عزاى تو بنشينند و گريه سر دهند ، آيا از قطعه آهنى كه انسانى آن را به صورت بازيچه داغ كرده ناله مىكنى ؛ امّا مرا به سوى آتشى مىكشانى كه خداوند جبّار آن را با شعلهء خشم و غضبش برافروخته است ؟ تو از اين رنج مختصر مىنالى ، من از آن شعلههاى سوزان چگونه ننالم ؟ ! شرح و تفسير داستان حديدهء محماة امام عليه السّلام در بخش گذشته بحثى كلى دربارهء پرهيز از ظلم و ستم داشت كه نهايت بيزارى او را از ظلم و ستم نشان مىداد . در تعقيب در اين بخش انگشت روى دو مصداق روشن به عنوان دو شاهد صادق و دو تابلوى آشكار مىگذارد . نخست داستان عقيل و حديدهء محمات ( آهن داغ ) را بيان مىكند و نمونهاى از عدل و داد خود را كه شايد در تاريخ جهان نظير نداشته باشد ، شرح مىدهد و مىفرمايد : « به خدا سوگند ( برادرم ) عقيل را ديدم كه فقير شده بود و از من درخواست كرد يك صاع ( حدود سه كيلو ) از گندم بيت المال شما را به او ببخشم » ؛ ( واللّه لقد رأيت عقيلا و قد أملق « 1 » حتّى استماحني « 2 » من برّكم « 3 » صاعا « 4 » ) . ظاهرا منظور عقيل يك « صاع » به عنوان سهميهء منظم هر روزه بوده كه اين مادهء غذايى او به طور كامل تأمين شود و گرنه اگر تنها يك صاع براى يك روز
--> ( 1 ) . « املق » از ريشهء « املاق » به معناى فقير شدن گرفته شده است و ريشهء اصلى آن « ملق » بر وزن « شفق » به معناى نرم كردن است و افراد متملق را از اين جهت متملق مىگويند كه حالت نرمش و ذلت به خود مىگيرند و اشخاص فقير نيز چون چنين حالتى دارند واژهء املاق در مورد آنها به كار مىرود . ( 2 ) . « استماحنى » از ريشهء « استماحة » به معناى طلب بخشش كردن است . ( 3 ) . « برّ » به معناى گندم است . ( 4 ) . « صاع » يكى از اوزان است كه به اندازهء چهار مدّ و هر مدّ كمتر از يك كيلو ( حدود هفتصد و پنجاه گرم ) است .