الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

401

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

بدترين شكنجه براى يك انسان اين است كه روى خارهاى سعدان بخوابد ( همان خارهاى سه پهلو كه هر طرف آن روى زمين قرار بگيرد يكطرف تيز آن به طرف بالاست ) و هنگام روز دست‌وپاى او را در زنجير كنند و در كوچه و بازار بكشند . امام عليه السّلام با قاطعيّت و همراه به سوگند به ذات پاك خدا مىفرمايد : تحمّل اين شكنجه براى من آسان‌تر از اين است كه در دادگاه عدل الهى به علّت ظلم كوچك بر بنده‌اى از بندگان و غصب شئ ناچيزى از كسى حضور يابد ، چنان‌كه مجازات آن جاويدان و درد و رنج شكنجه اين دنيا هرچه باشد گذر است . با اين حال چگونه از من انتظار داريد از راهى كه معاويه مىرود و حساب و كتاب روز قيامت در او منظور نيست بروم . آيين اسلام را رها كنم و به آيين شرك و جاهليّت رو آورم . سپس مىافزايد : « چگونه بر كسى ستم روا دارم آن هم براى جسمى كه به سرعت به سوى كهنگى باز مىگردد . ( و به زودى از هم مىپاشد ) و توقفش در ميان خاك بسيار طولانى خواهد بود » ؛ ( و كيف أظلم أحدا لنفس يسرع إلى البلى قفولها « 1 » ، و يطول في الثّرى « 2 » حلولها ؟ ! ) . اشاره به اينكه هيچ عقلى اين كار را نمىپسندد كه انسان براى نفع عاجل ، سعادت آجل و دائم را از دست بدهد و آنها كه همچون معاويه و اطرافيانش دست به چنين معامله‌اى زده‌اند سخت خطاكار و در اشتباهند . به اين ترتيب امام عليه السّلام آب پاكى بر دست همه كسانى مىريزد كه پيشنهاد ظلم و تبعيض به آن حضرت كرده و عملا معتقد بودند هدف وسيله را توجيه مىكند

--> ( 1 ) . « قفول » مصدر است و به معناى رجوع و بازگشت آمده و طبق اين معنا مفاد جمله همان است كه در بالا آمد ، ولى بعضى اين احتمال را داده‌اند كه « قفول » جمع « قفل » است و براين اساس معناى جمله چنين مىشود : من چگونه به كسى ستم كنم آن هم براى كسى كه قفل و پيوندهاى بدنش به سرعت رو به كهنگى مىرود . ( 2 ) . « ثرى » به معناى خاك است .