الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

395

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

به گفتهء شاعر : در آن ديوان كه حق حاكم شد و دست و زبان شاهد * نخواهد بود بازار و بها چيره زبانى را در پايان خطبه به عنوان يك نتيجه‌گيرى كارساز و روشن ، ضمن پنج جملهء كوتاه و پرمعنا راه نجات را نشان مىدهد . نخست مىفرمايد : « حال كه چنين است كوشش كن چيزى به دست آورى كه عذر تو را برپا دارد و حجت و دليل خويش را با آن استوار سازى » ؛ ( فتحرّ « 1 » من أمرك ما يقوم به عذرك ، و تثبت به حجّتك ) . در دستور دوم مىفرمايد : « چيزى به دست‌آور كه براى تو باقى مىماند ، در برابر آنچه تو براى آن باقى نمىمانى » ؛ ( و خذ ما يبقى لك ممّا لا تبقى له ) . منظور از « ما يبقى لك » اسباب مواهب و نعم جاويدان روز قيامت يعنى اعمال صالحه است و منظور از « ما لا تبقى له » نعمتهاى دنياست كه انسان مىگذارد و مىگذرد . در سومين دستور مىفرمايد : « ( با تهيّه زاد و توشه ) براى سفرت آماده شو » ؛ ( و تيسّر لسفرك ) . اين همان چيزى است كه قرآن مجيد دربارهء آن مىفرمايد : « « وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى » ؛ زاد و توشه برگيريد كه بهترين زاد و توشه ، تقواست » . « 2 » در چهارمين دستور مىافزايد : « و چشم به برق نجات ( و دليل راه ) بدوز ( و چراغهاى راهنمايى را كه در مسير اين سفر نصب كرده‌اند ناديده مگير ) » ؛ ( و شم « 3 » برق النّجاة ) . در پنجمين و آخرين دستور مىفرمايد : « مركب راهوار خود را براى اين سفر آماده‌ساز و باروبنه خويش را بر آن ببند » ؛ ( و ارحل مطايا « 4 » التّشمير « 5 » ) .

--> ( 1 ) . « تحرّ » از ريشهء « تحرى » به معناى جستجوى امر بهتر است . ( 2 ) . بقره ، آيهء 197 . ( 3 ) . « شم » از ريشهء « شيم » بر وزن « ديم » به معناى چشم دوختن به چيزى است . ( 4 ) . « مطايا » جمع « مطية » به معناى مركب سوارى است . ( 5 ) . « تشمير » از ريشهء « شمر » بر وزن « تمر » در اصل به معناى آستين بالا زدن و دامن به كمر بستن و آماده شدن براى انجام كارى است . سپس به هرگونه آمادگى و تلاش و كوشش اطلاق شده است .