الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

371

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

بخش اوّل أدحض مسؤول حجّة ، و أقطع مغترّ معذرة ، لقد أبرح جهالة بنفسه . يا أيّها الإنسان ، ما جرّأك على ذنبك ، و ما غرّك بربّك ، و ما أنّسك بهلكة نفسك ؟ أمّا من دائك بلول ، أم ليس من نومتك يقظة ؟ أمّا ترحّم من نفسك ما ترحّم من غيرك ؟ فلربّما ترى الضّاحي من حرّ الشّمس فتظلّه ، أو ترى المبتلي بألم يمضّ جسده فتبكي رحمة له ! فما صبّرك على دائك ، و جلّدك على مصابك ، و عزّاك عن البكاء على نفسك و هي أعزّ الأنفس عليك ! و كيف لا يوقظك خوف بيات نقمة ، و قد تورّطت بمعاصيه مدارج سطواته ! فتداو من داء الفترة في قلبك بعزيمة ، و من كرى الغفلة في ناظرك بيقظة ، و كن للّه مطيعا ، و بذكره آنسا . ترجمه اين انسان ( در برابر گناهانى كه انجام مىدهد ) نادرست‌ترين دليل براى خود اقامه مىكند و اين بىخبر مغرور به بدترين عذر متوسّل مىشود ، چرا كه نسبت به خود بيشترين جهالت را دارد ! اى انسان ! چه چيز تو را بر گناهت جسور ساخته و چه چيز تو را در مقابل پروردگارت مغرور كرده ؟ و چه چيز تو را به هلاكت خويش علاقه‌مند نموده است . آيا درد تو درمان ندارد يا از اين خوابت بيدارى نيست ؟ چرا آن‌گونه كه به ديگران رحم مىكنى به خودت رحم نمىكنى ؟ ! چه بسا كسى را در دل آفتاب سوزان مىبينى و در برابر حرارت آن بر او سايه مىافكنى يا بيمارى را مشاهده مىكنى كه درد جانكاهى بدنش را سخت آزرده و از روى ترحّم بر او مىگريى ( پس چرا دربارهء خود بىتفاوت هستى ) چه چيز تو