الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

366

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

گاه همهء عظمت قرآن را در جمله‌اى خلاصه كرده مىفرمايد : « إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ » « 1 » گاه مىفرمايد : براى حلّ هر مشكل به سراغ اهل ذكر برويد : « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » « 2 » سرانجام ذكر خدا را آرام‌بخش دلها و وسيلهء اطمينان قلب معرفى مىكند : « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » « 3 » گرچه ذكر در اين آيات معانى مختلفى دارد ؛ ولى همه در يك قدر مشترك جمع‌اند و آن چيزى است كه انسان را به سوى خدا مىبرد . از قلب بر زبان جارى مىشود و از زبان به تمام اعمال انسان گسترش مىيابد . گويى همهء اعضا در همه اعمال با صداى رسا ذكر خدا مىگويند . در روايات اسلامى نيز مسئلهء ذكر و ذاكران بازتاب گسترده‌اى دارد : از جمله اينكه در روايتى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم كه هر چيزى حد و اندازه‌اى دارد جز ذكر خدا كه هيچ حدّى براى آن متصوّر نيست : « ما من شىء إلّا و له حدّ ينتهي إليه إلّا الذّكر فليس له حدّ ينتهي إليه » . « 4 » در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است كه هركس ذكر خدا بسيار گويد خداوند در بهشت سايه عنايتش را بر او مىگستراند : « من أكثر ذكر اللّه عزّ و جلّ أظلّه اللّه في جنّته » . « 5 » از روايات ديگرى استفاده مىشود كه ذكر خدا دافع انواع بلاهاست . در حديثى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم : « إنّ الصّواعق لا تصيب ذاكرا » « 6 » صاعقه‌ها ( و

--> ( 1 ) . يوسف ، آيهء 104 . ( 2 ) . انبياء ، آيهء 7 . ( 3 ) . رعد ، آيهء 28 . ( 4 ) . كافى ، ج 2 ، ص 498 . ( 5 ) . همان مدرك ، ص 500 . ( 6 ) . همان مدرك .