الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
361
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
و بزرگى كه مأمور به آن بودهاند و كوتاهى كردهاند يا از آن نهى شده بودند و مرتكب گشتهاند حساب مىكنند و سنگينى بار خطاهايشان را بر دوش خود احساس كرده كه از كشيدن اين بار سنگين ناتوانند و در نتيجه گريه گلويشان را فشرده و با صداى بلند همراه با يكديگر ضجّه مىزنند و در پيشگاه پروردگارشان در مقام اظهار ندامت و اعتراف به تقصير آمدهاند » ؛ ( فلو مثّلتهم « 1 » لعقلك في مقاومهم « 2 » المحمودة ، و مجالسهم المشهودة ، و قد نشروا دواوين « 3 » أعمالهم ، و فرغوا لمحاسبة أنفسهم على كلّ صغيرة و كبيرة أمروا بها فقصّروا عنها ، أو نهوا عنها ففرّطوا فيها ، و حمّلوا ثقل أوزارهم « 4 » ظهورهم ، فضعفوا عن الاستقلال بها ، فنشجوا « 5 » نشيجا ، و تجاوبوا « 6 » نجيبا « 7 » ، يعجّون « 8 » إلى ربّهم من مقام ندّم و اعتراف ) . سپس امام عليه السّلام بعد از ذكر حالات و اولياء اللّه كه چگونه آنها مراقب حالات خويش و مشغول محاسبهء اعمال خود هستند و چگونه در برابر كوتاهىهايى كه از آنها سر زده ، عكس العمل نشان مىدهند و به درگاه خدا مىنالند ، به نتيجهء آن پرداخته مىفرمايد : « ( اگر آن حالات و آن عوالم معنوى را در نظر مجسّم كنى ) خواهى ديد كه آنان نشانههاى هدايت و چراغهاى پرفروغ بر طرف كنندهء تاريكيها هستند . فرشتگان آنها را درميان گرفته و آرامش و سكينهء الهى بر آنها نازل شده ، درهاى آسمان به رويشان گشوده و جايگاه و مقامهاى والاى كرامت
--> ( 1 ) . « مثلتهم » از ريشهء « تمثيل » بر وزن « حلول » به معناى مجسم ساختن گرفته شده است . ( 2 ) . « مقاوم » جمع « مقام » به معناى جايگاه است خواه جايگاه معنوى باشد يا جايگاه جسمانى . ( 3 ) . « دواوين » جمع « ديوان » به معناى دفتر و در اينجا به معناى نامه عمل است . ( 4 ) . « اوزار » جمع « حرز » بر وزن « حسرز » به معناى بار سنگين است و در اينجا به معناى بار سنگين مسئوليّتهاست . ( 5 ) . « نشيج » به معناى گلوگير شدن از گريه و رفت و آمد صدا در گلو بر اثر گريه است كه در فارسى هقهق كردن به آن گفته مىشود . ( 6 ) . « تجاوبوا » از ريشهء « تجاوب » به معناى پاسخ دادن به يكديگر و هماهنگ شدن است و در اينجا اشاره به گروهى است كه در يك مجلس مىنشينند و باهم مىگريند . ( 7 ) . « نحيب » به معناى گريه شديد و شيون كردن است . ( 8 ) . « يعجون » از ريشهء « عج » بر وزن « حج » به معناى فرياد زدن است .