الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

347

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

تسمع به بعد الوقرة « 1 » ، و تبصر به بعد العشوة « 2 » ، و تنقاد به بعد المعاندة ) . آرى ! هر گاه ذكر با فكر و انديشه همراه باشد ، آثار عجيبى دارد . هنگامى كه انسان نام خدا را به عظمت مىبرد و اوصاف جمال و جلالش را از علم و قدرت و سمع و بصر و مقام رحمانيّت و رحيميّت و مراقبت او را نسبت به بندگان بر مىشمرد پرده‌هاى غفلت از مقابل چشم دل كنار مىرود و حق را به خوبى مىبيند . غوغاى هوا و هوسها فرومىنشيند و صداى رهبران الهى و داعيان الى اللّه را با گوش جان مىشنود و نتيجهء آن انقياد كامل در برابر فرمان خداست . بعضى از شارحان معتقدند و يا احتمال داده‌اند كه منظور از ذكر در جملهء بالا قرآن مجيد است به قرينهء آنچه قرآن دربارهء خودش مىگويد : « وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ » « 3 » ولى به يقين ذكر مفهوم عامّى دارد كه يكى از مصاديق برجستهء آن آيات شريفهء قرآن است . حضرت در ادامهء اين سخن مىافزايد : « خداوندى كه نعمتهايش بزرگ و عظيم است همواره در هر عصر و زمان و در فاصلهء ميان بعثت پيامبران ، بندگان خاصّى داشته كه حقايق را به فكر آنها الهام مىكرد و با عقل و انديشهء آنها سخن مىگفت تا آنها در پرتو آن با نور بيدارى چشمها و گوشها و قلبها را روشن سازند و مردم را به ياد ايّام اللّه و روزهاى خاصّ الهى بيندازند و از مقام عظمت او بيم دهند . اين افراد همچون راهنماى بيابانها هستند كه غافله‌ها را از گم كردن راه رهايى مىبخشند » ؛ ( و ما برح « 4 » للّه - عزّت آلاؤه - في البرهة « 5 » بعد البرهة ، و في أزمان الفترات عباد ناجاهم في فكرهم ، و كلّمهم في ذات عقولهم ، فاستصبحوا

--> ( 1 ) . « وقرة » از ريشهء « وقر » در اصل به معناى سنگينى است ، لذا بزرگداشتن افراد را توقير مىنامند ، وقر در قرآن مجيد بيشتر به معناى سنگينى گوش به كار رفته و در جملهء بالا نيز همين معنا مراد است . ( 2 ) . « عشوة » به معناى كم سويى چشم يا نابينايى است . ( 3 ) . سورهء انبياء ، آيهء 50 . ( 4 ) . « ما برح » به معناى همواره و هميشه است . ( 5 ) . « برهة » به معناى زمان طويل يا قطعه‌اى از زمان است .