الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
312
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
امام عليه السّلام در اين چند جمله براين نكته پافشارى مىكند كه ديدگاه آنها دربارهء مردگان به كلّى وارونه است و چنان از بيراهه مىروند كه زشت در نظرشان زيباست . آنها بايد با ديدهء عبرت اين گورستانهاى خاموش را بنگرند ؛ وضع نياكان خود را در زير خاكها مشاهده كنند و آيندهء خويش را با توجّه به قانون مرگ كه هرگز استثنايى ندارد ، بنگرند . در حديثى آمده است : هنگامى كه على عليه السّلام با اصحاب خود به سوى ميدان صفّين مىرفت ، به ساباط مدائن و اطراف رسيد ( جايى كه روزى مركز يكى از قدرتمندترين حكومتها بود ؛ ولى همهچيز از آن رخت بربست ) . ناگهان يكى از ياران حضرت در حالى كه نگاه به آثار كسرى مىكرد يكى از اشعار عبرتانگيز معروف عرب را بر زبان جارى ساخت : جرت الرّياح على مكان ديارهم * فكأنّهم كانوا على ميعاد بادها بر ويرانههاى خانهها و قصرهايشان مىزود . گويى آنها قرارى داشتند و بر سر قرارشان رفتند . امام عليه السّلام به اين مقدار نيز قانع نشد و فرمود چرا اين آيات قرآن را نخوانديد : « « كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ » ؛ چه بسيار باغها و چشمههايى كه خود به جاى گذاشتند - و كشتزارها ، قصرهاى زيبا و گرانبها - و نعمتهاى فراوان ديگرى كه در آن غرق بودند - آرى اين چنين بود سرنوشت آنان ما آنها را به ارث به اقوام ديگرى داديم » . « 1 » ، « 2 » در ادامهء اين سخن ، امام عليه السّلام به بيان اين موضوع مىپردازد كه چرا به جاى عبرت گرفتن از اجساد پوسيدهء اموات ، آنها را وسيلهء تفاخر بر يكديگر قرار دادند و مىفرمايد : « ( آرى ! ) اين به علت آن است كه آنها با چشمان كم نور به
--> ( 1 ) . دخان ، آيهء 25 - 28 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 68 ، ص 327 .