الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

268

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

شخصيت واقعى خود را پنهان مىسازند و از هرگونه نقد و شكايت و ايراد خوددارى مىكنند ، مبادا مورد خشم آنها قرار گيرند و به عكس با مدّاحى و چاپلوسى و تملّق سعى دارند از شرّ آنها در امان بمانند و به همين دليل هرگز رخدادهاى واقعى جامعه براى آنها روشن نمىشود و همواره در چاه ضلالت و گمراهى و بىخبرى گرفتارند . امام عليه السّلام به همهء مخاطبان خود اطمينان مىدهد كه در برابر حرف حساب و بيان مشكلات و انتقادها و شكايات هيچ مشكلى متوجّه آنها نخواهد شد ، بلكه آزادند همهء گفتنيها را در مسائل مربوط به حكومت و جامعه بگويند . آرى ! اين يكى از تفاوتهاى بارز حاكمان عدل و جور است . در كتاب عقد الفريد مىخوانيم هنگامى كه هارون در مكّه بر منبر خطبه مىخواند مردى برخواست و اين آيه را تلاوت كرد : « « كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ » « 1 » ؛ هرگاه سخنى بگوييد و عمل نكنيد خشم عظيم خداوند را بر مىانگيزد » . هارون دستور داد يك‌صد تازيانه بر او زدند به‌گونه‌اى كه شب تا به صبح ناله مىكرد و مىگفت : مردم مردم ! در همان كتاب آمده است كه وليد بن عبد الملك روز جمعه بر منبر بود تا خورشيد به زردى گراييد ( وقت نماز تنگ شد ) مردى برخاست و گفت : وقت نماز در انتظار تو نيست ( و خورشيد تا پايان سخنرانى تو متوقف نمىشود ) و خداوند تو را معذور نمىدارد ! ولى گفت : راست گفتى ؛ ولى كسى كه اين سخن را مىگويد نبايد در اينجا باشد محافظان من كجا هستند كه برخيزند و گردن او را بزنند . « 2 » اين در حالى است كه بارها در تاريخ زندگى امير مؤمنان على عليه السّلام ديده‌ايم كه افراد منافقى همچون اشعث بن قيس و بعضى از خوارج ، شديد اللّحن‌ترين

--> ( 1 ) . يوسف ، آيهء 3 . ( 2 ) . عقد الفريد ، ج 1 ، ص 40 ( طبق نقل شرح نهج البلاغهء مرحوم شوشترى ، ج 6 ، ص 447 - 448 ) .