الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

218

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

در داستان موسى و شعيب نيز كمترين اثرى از اين مسئله ديده نمىشود . البتّه نمىتوان انكار كرد كسى كه ساليانى دراز در خدمت پيامبر بزرگى باشد بسيارى از مطالب و تجارب را از او مىآموزد . در داستان لقمان و فرزندش نيز يك سلسله دستورات كلى ديده مىشود كه جنبهء عمومى و همگانى دارد و قرآن آن را به همين عنوان ذكر كرده است . آيهء سؤال نيز مناسب مسئلهء تقليد از عالمان و مجتهدان است ، همان‌گونه كه در كتب اصولى به آن استدلال كرده‌اند . به بيان ديگر ، اشاره به بيان احكام به صورت كلّى است ؛ نه دستورات خاص و شخصى . تنها در روايت بحار و بعضى خطبه‌هاى نهج البلاغه اشاره‌اى به اين مطلب ديده مىشود . كوتاه سخن اينكه اگر بخواهيم انتخاب استاد راهنما را به عنوان يك شرط لازم در پيمودن مقامات معنوى بپذيريم ، با ظواهر كتاب و سنّت و سيرهء اصحاب پيامبر و ائمّهء هدى سازگار نيست ؛ ولى اگر بخواهيم آن را به عنوان كمك گرفتن براى پيمودن اين راه تلقّى كنيم كار بسيار خوبى به نظر مىرسد ؛ ولى از نكته‌اى اساسى نبايد غافل بود كه اين موضوع در طول تاريخ و حتّى در زمان ما مورد سوء استفادهء فراوان افراد نااهل و منحرف قرار گرفته و در بعضى از موارد سر از افكار صوفيان و برنامه‌هاى منحطّ آنان در آورده است و نه تنها موجب قرب الى اللّه نشده ، بلكه سبب بعد من اللّه گشته است . اگر كسى واقعا خود را نيازمند به چنين استادى مىبيند بايد در انتخاب او بسيار سختگير باشد . مبادا خود را به شيطانى بسپارد به گمان اينكه خضر راه است و دليل الى اللّه . ما در اينجا مخصوصا به همهء جوانان پاكدل كه به دنبال چنين استادى مىگردند توصيه مىكنيم در درجهء اوّل اگر بتوانند از كتابهاى خوبى كه عالمان وارسته و شناخته شده نوشته‌اند استفاده كنند و در درجهء بعد با شور و