الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

161

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

جمعى سؤال مىكنند : چگونه ممكن است حكمى از سوى خدا بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله وحى گردد كه ظاهر آن جاودانگى و هميشگى آن است ؛ ولى بعد از مدتى منسوخ شود و حكم ديگرى كه غالبا ضدّ آن است جاى آن را بگيرد با اينكه علم خدا نامحدود است و علم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله نيز متكى به وحى الهى است ؟ در مورد احكام عرفى و بشرى نسخ فراوان است و چيز عجيبى نيست ، زيرا مسائلى را بررسى كرده احكامى وضع مىكنند ؛ ولى در عمل ضعفها و نارساييهاى آن آشكار مىشود و آن را نسخ مىكنند و اگر از اوّل عيوب و اشكالات آن را مىدانستند چه بسا وضع حكم نمىشد ؛ ولى به يقين در مورد احكام الهى اين مطلب صادق نيست ، پس نسخ در آنها چگونه تصور مىشود ؟ با توجّه به يك نكته پاسخ اين سؤال روشن مىشود و آن اينكه : نسخ در احكام الهى به جهت تغيير موضوع است ؛ به بيان ديگر از روز نخست عمر آن حكم محدود به زمان خاصى بوده ، هرچند طبق مصالحى در آغاز به پايان حكم اشاره نشده است . مثلا حكم دادن صدقه قبل از نجوا كه در آيهء 12 و 13 سورهء مجادله نازل شده در آغاز براى آزمودن اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله بوده و تفهيم اين نكته كه سخنان در گوشى افراد مختلف با پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله غالبا غير ضرورى بوده و بايد ترك شود تا سوءظن را در افراد برنيانگيزد ، لذا هنگامى كه دستور صدقه قبل از « نجوا » داده شد همهء اصحاب آن را ترك كردند جز على عليه السّلام كه صدقه‌اى داد و در امر لازمى با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نجوا كرد و اين افتخار در صفحات زندگى آن حضرت رقم خورد كه تنها كسى كه به آيهء نجوا عمل كرد اوست . بعد از اين واقعه آيهء ديگرى نازل شد و حكم صدقه قبل از نجوا را نسخ كرد و همگى دانستند كه نجواهاى آنها غالبا غير ضرورى است و از آن خوددارى كردند .