الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
142
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
و دشمنان مخفى و آشكار از اين آشفته بازار استفاده و دروغهايى به نفع خود يا سران نفاق جعل كردند و به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله نسبت دادند ، هر چند در قرون بعد عدّهاى براى پالايش اخبار و به دست دادن معيارهاى صدق و كذب به پا خاستند و تدوين كتب حديث و رجال رونق گرفت ؛ امّا همانگونه كه گفته شد ، ممنوع بودن كتابت مانع نقل احاديث نشد . امام عليه السّلام در عبارات كوتاه و پر معناى بالا سرچشمههاى اختلاف اخبار را دقيقا بيان فرموده و آن را در شش چيز خلاصه مىكند و مىفرمايد : « آنچه در دست مردم است گاه حقّ است و گاه باطل ، گاه صدق است و گاه كذب ، گاه ناسخ است و گاه منسوخ ، گاه عام است و گاه خاص ، گاه محكم است و گاه متشابه ، گاه احاديثى است كه به دقت حفظ و نقل شده ، گاه رواياتى است كه با ظنّ و گمان روايت شده است » ؛ ( إنّ في أيدي النّاس حقّا و باطلا ، و صدقا و كذبا ، و ناسخا و منسوخا ، و عامّا و خاصّا ، و محكما و متشابها ، و حفظا و وهما ) . امام عليه السّلام نخستين سرچشمه را وجود حق و باطل شمرده است كه ممكن است اشاره به عقيدهء حق و باطل باشد . حقجويان به دنبال احاديث حق بودند و باطل گرايان احاديث باطل را رواج مىدادند . صدق و كذب كه نوعى حقّ و باطل در لباس گفتار است نيز عامل ديگرى بود . افرادى دروغگو و كذّاب ، آگاهانه اخبارى جعل مىكردند و به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله نسبت مىدادند و حتى گاهى از حاكمان وقت ، همچون معاويه پاداشهاى كلانى دريافت مىداشتند . ناسخ و منسوخ عامل ديگرى است ، چرا كه بعضى تنها حكم منسوخ را شنيده بودند و آن را نقل مىكردند و بعضى ديگر پى به ناسخ برده بودند و آن را ذكر مىكردند . وجود عام و خاص عامل چهار مىبود ؛ مثلا بعضى شنيده بودند كه خداوند