الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
115
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
اين سخن باز پاسخى است به دو گروه : اقليتى كه طرفدار ادامهء جنگ تا پيروزى بودند و نسبت به قبول امر حكمين و پايان نبرد در آستانهء پيروزى ايراد داشتند ، حضرت مىفرمايد : من چه كنم زمام كار را از دست من گرفتهاند و امر فرماندهى را متزلزل ساخته و سر به طغيان برداشتهاند و از سوى ديگر به اكثريتى كه تسليم پيشنهاد دشمن شده بودند مىگويد : شما نه به موجب احترام قرآن اين پيشنهاد را پذيرفتيد ؛ بلكه به سبب حبّ بقا و فرار از فداكارى در راه خدا بود . نكته از دست دادن فرصتى بزرگ ! لحن بسيار ملايم كلام بالا كه نشان مىدهد اميرمؤمنان على عليه السّلام در مقابل مخالفان ادامهء جنگ تا چه حد نرمش نشان داد ، ممكن است موجب اين سؤال شود كه چرا امام به مالك اشتر اجازه نداد تا با قاطعيت جنگ را كه در مراحل نهايى و آستانهء پيروزى بود ، پيش ببرد و مسلمانان را از شرّ بنى اميّه و پيروانشان رهايى بخشد ؟ پاسخ اين سؤال را بايد در لابهلاى تاريخ صفّين جستجو كرد . توضيح اينكه در بحثهاى گذشته به اين نكته اشاره كرديم كه مخالفان جنگ تنها فريبخوردگان از صحنه سازى عمرو عاص و بالا بردن قرآنها بر سر نيزهها نبودند ؛ بلكه گروهى از افراد ضعيف الاراده كه آمادهء ادامهء جنگ نبودند و گروهى از منافقان و دشمنان امام كه فرصت را براى گرفتن ماهى از آب گلآلود مناسب مىديدند ، دست به دست هم داده بودند و با شدّت از امام مىخواستند كه جنگ را متوقف كند . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغهء خود در اين باره مىنويسد كه امام عليه السّلام به مالك اشتر دستور بازگشت و متوقف ساختن جنگ را داد ، مالك پيغام فرستاد