الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
90
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
دانسته چرا كه نامحدود و نامتناهى براى انسانى كه خود محدود و متناهى است قابل درك و تصوّر نيست . انسان چيزى را درك مىكند كه به آن احاطه پيدا كند و در فكر محدود او بگنجد و چنين چيزى حتما موجود محدودى است . در اين حال خداوند در رديف معدودات و اشياء قابل شمارش قرار مىگيرد ، زيرا لازمهء محدود بودن ، امكان تصوّر موجود ديگرى در جايى ديگر ، همانند اوست . تنها نامحدود از جميع جهات است كه دوّمى ندارد و در عدد و شمارش نمىگنجد . به اين ترتيب « مولى الموحّدين » حقيقت توحيد را در اين عبارت كوتاه و به تمام معنا منطقى ، منعكس ساخته و خداوند را برتر از خيال و قياس و گمان و وهم معرفى نموده است . اين همان چيزى است كه با تعبير زيباى ديگرى در كلام امام باقر ( ع ) آمده است كه مىفرمايد : « كلّ ما ميّزتموه بأوهامكم فى ادقّ معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود اليكم ، هر چيزى را كه در وهم و گمان و فكر خود تصوّر كنيد هر قدر دقيق و ظريف باشد مخلوق شماست و به شما باز مىگردد ( و ساخته و پرداختهء خود شما و هماهنگ با وجود شماست و خدا برتر از آن است كه هماهنگ مخلوقى باشد ) » . « 1 » اين احتمال نيز وجود دارد كه : « اشاره » هم اشارهء عقلى را شامل شود و هم حسّى را ، چرا كه سرچشمهء اعتقاد به جسمانيّت خداوند نيز جهل است و نتيجهء آن محدود ساختن ذات او و در شماره قرار دادن و شريك و همانند و نظير براى او قائل شدن است .
--> ( 1 ) بحار الانوار ، جلد 66 ، صفحهء 293 .