الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

87

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

صفاتى است زايد بر ذات . انسان چيزى است و علم و قدرت او چيز ديگر و به اين ترتيب وجود او مركّب از اين دو است ، در حالى كه صفات خدا عين ذات اوست و هيچ گونه تركيبى در آنجا راه ندارد . در حقيقت بزرگترين خطر در مسير توحيد و خداشناسى ، افتادن در وادى « قياس » است يعنى مقايسهء صفات خدا با صفات مخلوقات كه آميخته به انواع نقصها و كاستيهاست و يا اعتقاد به وجود صفات زايد بر ذات است ، آن گونه كه اشاعره ( گروهى از مسلمانان ) به آن گرفتار شده‌اند . « 1 » به همين دليل خود امام ( ع ) در جملهء بعد چنين مىفرمايد : « زيرا هر صفتى ( از صفات ممكنات ) گواهى مىدهد كه غير از موصوف است و هر موصوفى ( از ممكنات ) شهادت مىدهد كه غير از صفت است » ( لشهادة كلّ صفة أنّها غير الموصوف و شهادة كلّ موصوف أنّه غير الصّفة ) . اين بيان در واقع يك دليل منطقى روشن است كه مىفرمايد : صفات زايد بر ذات ، به زبان حال گواهى مىدهند كه از موصوف جدايند و هر موصوف گواهى مىدهد كه با صفت دوتاست ، مگر اين كه صفات او را عين ذاتش بدانيم و معتقد باشيم خداوند ذاتى است كه تمامش علم و تمامش قدرت و تمامش حيات و ازليّت

--> ( 1 ) اشاعره كه پيروان « ابو الحسن اشعرى » هستند ، اعتقاد به معانى دارند و منظور آنها از معانى اين است كه مفهوم صفات مانند عالميت ، غالبيت و . . . مانند ذات خداوند قديم و ازلى هستند و در عين حال غير از ذات اويند و به اين ترتيب اعتقاد به وجود چند امر ازلى دارند ، يا به اصطلاح ، قائل به تعدّد قدما مىباشند ، عقيده‌اى كه مسلما با توحيد خالص سازگار نيست و لذا پيروان مكتب اهل بيت - عليهم السلام - به خاطر تعليماتى كه از آنها دريافته‌اند - مانند آنچه در اين خطبه و ساير خطبه‌هاى نهج البلاغه و كلمات ديگر معصومين - عليهم السلام - آمده - « معانى » را كه همان صفات زايد بر ذات است از او نفى مىكنند و جملهء « بىشريك است و معانى » اشاره به همين نكته است .