الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

653

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

را لعن و نفرين مىكند و لعن خدا و همهء لعن كنندگان را نثار او مىكند ! سپس او را به اوصافى مانند بافندهء ( دروغ و باطل ) و منافق و فرزند كافر ، كسى كه نه در اسلام ارزش و منزلتى داشته و نه در كفر ، كسى كه حتّى نسبت به اقوام و نزديكانش مرتكب خيانت شده ، توصيف مىكند . ولى هنگامى كه تاريخچهء سياه و زشت و شوم زندگى اين مرد را كه در غالب تواريخ اسلامى آمده است بررسى كنيم و ببينيم تا چه حد مايهء فساد در ميان مسلمين و حتّى در دوران جاهليّت بود ، و چگونه آتش بيار معركه‌هاى مختلف مىشد تا آن جا كه او را « عرف النّار » ناميدند ، آن گاه تعجّب ما زايل مىشود و قبول مىكنيم كه « اشعث بن قيس » استحقاق بيش از اين مقدار را داشت و آنچه امام ( ع ) بيان فرموده ، تنها مقدارى از اعمال و صفات زشت اوست ، هر چند اين چند جملهء كوتاه ، گويا و رساست كه مىتواند چهرهء واقعى او را در افكار منعكس كند . در واقع آنچه در اين كلام آمده ، بيان بخشى از اوصاف اشعث بن قيس است و يك رهبر آگاه بايد در موقع لزوم ، افراد منافق و توطئه‌گر را به جامعه معرفى كند تا در دام او گرفتار نشوند ، مخصوصا گروهى از مردم ، به ويژه نسل جوان كه از سابقهء زندگى او خبر ندارند ، گرد او جمع نشوند ، و اين همان افشاگرى به حق است ، نه دشنام گويى و ناسزا . 2 - چگونه امام ( ع ) چنين مرد منافقى را تحمّل مىكرد ؟ از آنچه در نكتهء بالا و در شرح خطبه آمد ممكن است اين سؤال به وجود آيد كه اگر اشعث بن قيس چنين سابقهء ننگين و رسوايى داشته ، و منشأ آن همه مفاسد بوده است ، چرا امام ( ع ) وجود او را تحمّل مىكرد و دستور اعدامش را نمىداد ؟ ! پاسخ اين است كه : برخورد پيشوايان اسلام با منافقين پيچيده بوده است ، چرا كه آنها چهرهء دوگانه‌اى داشته‌اند ، در باطن ، كفر و توطئه و فساد و در ظاهر ،