الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

650

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اسارتت نگشت ، بلكه ذليلانه در چنگال دشمن اسير شدى در حالى كه فرماندهان ديگر از بنى كنده مقاومت كردند و كشته شدند ولى تو ذليلانه تسليم شدى ) . امّا داستان اسارت او در اسلام نيز به گفتهء « ابن ابى الحديد » چنين بود كه : بعد از نفوذ قدرت اسلام و آمدن هيئتهاى نمايندگى قبايل عرب نزد پيامبر ( ص ) براى قبول اسلام ، هيئتى از قبيلهء بنى كنده كه اشعث نيز جزء آنها بود به محضر پيامبر ( ص ) آمدند و ظاهرا اسلام را پذيرفتند ، و پيامبر اسلام ( ص ) نيز هدايايى به آنها داد ، ولى بعد از رحلت پيامبر ( ص ) اشعث در صفوف مرتدّين قرار گرفت و بر ضدّ اسلام و مسلمين قيام كرد ، گروهى از لشكريان اسلام آنها را محاصره كردند ، او شبانه نزد فرماندهء لشكر اسلام آمده ، تقاضاى امان كرد و تسليم شد و بعضى گفته‌اند تقاضاى امان براى ده نفر از خانوادهء خود كرد و بقيّه را كه هشتصد نفر بودند تسليم سپاه اسلام نمود و آنها انتقام سختى از آنان گرفتند . سپس اشعث را دست بسته با آن ده نفر نزد « ابو بكر » آوردند ، « ابو بكر » آنها را عفو كرد و خواهرش « ام فروه » را كه نابينا بود به ازدواج او در آورد ( همان گونه كه قبلا گفته شد ) . « 1 » « طبرى » در تاريخ خود مىنويسد : روى همين جهت هم مسلمانان او را لعن مىكردند و هم اسيران طايفهء خودش ، تا آن جا كه زنان طايفه‌اش او را « عرف النّار » ناميدند ( عرف النّار به معنى يالهاى آتش است ) و اين سخن را به كسانى مىگفتند كه مرتكب خيانت شوند ( چرا كه اشعث بزرگترين خيانت را در بارهء قبيلهء خود انجام داد ) . « 2 » روى همين جهت امام ( ع ) در ادامهء سخن مىفرمايد : « آن كس كه شمشيرها را به سوى قبيله‌اش هدايت كند و مرگ را به جانب آنان سوق دهد ، سزاوار است كه نزديكانش به او خشم ورزند و بيگانگان به او اعتماد نكنند ! » ( و انّ

--> ( 1 ) شرح ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، صفحهء 293 - 296 . ( 2 ) تاريخ طبرى ، جلد 2 ، صفحهء 548 .