الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

639

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اين حديث ، حديث تو را باطل مىكند اى عمو ! گفت : به خدا سوگند درست است اى فرزند برادر ، پس تو مىگويى همه چيز در قرآن است ؟ گفتم : خداوند چنين فرموده ، و هيچ حلال و حرام و امر و نهى نيست مگر اين كه در قرآن است خواه كسانى از آن آگاه شوند يا از آن آگاه نشوند . خداوند در قرآن از مسائلى خبر داده كه ما نياز ( فوق العاده‌اى ) به آن نداريم چگونه ممكن است از امورى كه نيازمنديم خبر نداده باشد ؟ گفت : مثلا مانند چه مسائلى ؟ گفتم : داستان آن دو مردى كه يكى باغ مهمّى داشت و ديگرى با ايمان بود و دستش تهى . . . « 1 » . گفت : ( بسيار خوب ) اين علوم قرآنى كه مىگويى نزد كيست ؟ گفتم : خودت مىدانى نزد كيست ! گفت : دوست دارم او را مىشناختم پاهاى او را با دست خود مىشستم و خادمش بودم و از او ياد مىگرفتم . گفتم : تو را به خدا سوگند مىدهم آيا كسى را مىشناسى كه وقتى از رسول خدا ( ص ) درخواست بيان مطلبى مىكرد به او جواب مىداد و هنگامى كه سكوت مىكرد پيامبر ابتدا مىفرمود ؟ گفت : آرى او « على بن ابي طالب » بود . گفتم : سؤال ديگرى دارم ، آيا هرگز شنيده‌اى كه على ( ع ) بعد از رسول خدا ( ص ) در بارهء حلال يا حرامى از كسى سؤالى كرده باشد ؟ گفت : نه . گفتم : آيا مىدانى كه ديگران به او محتاج بودند و مسائل را از او مىگرفتند ؟ گفت : آرى .

--> ( 1 ) به تفسير نمونه ، ذيل آيات 32 به بعد سورهء كهف مراجعه فرماييد .