الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
585
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بعد ، به عنوان قاضى در ميان مردم مطرح شده است . بنا بر اين منظور ايجاد صلح و مصالحه در ميان تودههاى مردم و حلّ منازعات از طريق مصالحه است ، و به تعبيرى ديگر « هدنه » در اين جا نقطهء مقابل « فتنه » است كه در جملهء قبل آمده بود . اصولا اين قبيل افراد ، هميشه خواهان اين هستند كه آتش اختلاف شعلهور باشد تا به نيّات پليد و مقاصد شوم خود برسند ، در حالى كه اگر مىدانستند آرامش و صلح در ميان مردم به نفع همهء افراد است و درگيرى و نزاع براى هيچ كس سودى ندارد ، به سراغ اين امور نمىرفتند . آرى ! اين گونه اشخاص از درك اين حقيقت و مشاهدهء آن نابينا هستند . در پنجمين توصيف مىفرمايد : « انساننماها او را عالم و دانشمند مىنامند در حالى كه چنين نيست ! » ( قد سمّاه اشباه النّاس عالما و ليس به ) . اصولا همان جاذبهاى كه ذرّات اين جهان را در زمين و آسمان به هم پيوند مىدهد و هر موجودى گرايش به همانند خود دارد ، در ميان اين گروه و پيروانشان نيز ديده مىشود . چه تعبير زيبايى ! كه از پيروان اين عالمنماها به عنوان « اشباه النّاس » ياد مىكند ، اشاره به اين كه انساننماهايى در خدمت اين عالمنماها هستند و دو چهرهء ساختگى و كاذبى از واقعيتها دارند . بديهى است شباهت آنها با انسانها همچون شباهت پيشوايانشان به عالمان و دانشمندان ، يك شباهت صورى بيش نيست و اين تعبير هميشه در اين گونه موارد كه تنها شباهت صورى وجود دارد به كار مىرود ، مانند : « يا اشباه الرّجال و لا رجال » كه در خطبهء 27 « نهج البلاغه » آمده است . بعد از اين توصيفهاى پنجگانه ، امام به بخشى از كارهاى زشت و نادرست اين گروه مىپردازد كه نتيجهء مستقيم همان صفات و نقاط ضعف بارز آنهاست ،