الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
549
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
مىكنند ! » ( الا و انّ الخطايا خيل شمس « 1 » حمل عليها اهلها ، و خلعت لجمها ، فتقحّمت بهم فى النّار ) . چه تشبيه زيبايى ، سوار شدن بر اسبهاى چموش ذاتا خطرناك است و اگر فاقد لجام و افسار باشد بسيار خطرناكتر و هرگاه اين كار در سرزمينى داراى پرتگاههاى هولناكى باشد ، باز هم خطر بيشتر است . گناه در واقع چنين است ، ارتكاب يك گناه انسان را بىاختيار به گناه ديگر و آن نيز به گناه ديگر مىكشاند ، فى المثل كسى مرتكب خيانتى مىشود و آن را كتمان مىكند ، مورد بازخواست قرار مىگيرد ، دروغهاى متعدّدى براى پوشاندن خيانت خود مىگويد و سوگندهاى غلاظ و شداد دروغين ، مىخورد و يا افراد ديگرى را متهم مىسازد و هنگامى كه مىبيند رسوا مىشود ، ممكن است دست به خون كسانى كه اطّلاعاتى از آن دارند ، آلوده كند تا اسرار او فاش نشود و همچنين گناهان ديگر يكى پس از ديگرى به سراغ او مىآيد چرا كه همچون مركب چموش لجام گسيخته است . سپس مىافزايد : « آگاه باشيد ! تقوا و پرهيزكارى و اعمال صالح مانند مركب راهوار و رام و سريع السّير مىباشد كه اهلش را بر آن سوار مىكنند و زمام آن را به دستشان مىسپارند ( و در جادهء اصلى با اطمينان خاطر و آرامش و سلامت به پيش مىروند ) و آنها را به سر منزل مقصود و سعادت بهشت جاويدان ، مىرساند » ( الا و انّ التّقوى مطايا ذلل « 2 » ، حمل عليها اهلها ، و اعطوا ازمّتها ، فاوردتهم الجنّة ) .
--> ( 1 ) « شمس » از مادهء « شموس و شماس » ( بر وزن فتوح و كتاب ) به معناى دگرگونى و ناپايدارى است و خورشيد را از آن جهت « شمس » گويند كه دائما در برابر ما در حركت است و « شمس » كه در عبارت بالا آمده جمع « شموس » به معناى مركب يا انسان كج خلق و سركش و به اصطلاح چموش است . ( 2 ) « ذلل » جمع « ذلول » به معناى رام مىباشد .