الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
542
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
صف اول قرار داشتند ولى بر اثر كوتاهيها عقب رانده شدند و جملهء اوّل اشاره به افرادى همچون ياران امام ( ع ) است كه در عصر عثمان خانهنشين بودند ، ولى در عصر امام ( ع ) به تدبير امور مسلمين پرداختند . بعضى احتمال دادهاند كه اين جملهها همگى اشاره به زمانهاى آينده باشد كه بار ديگر اوضاع بر مىگردد و بنى اميه بر سر كار مىآيند و سابقين در اسلام را عقب مىزنند و بازماندگان جاهليت را بر سر كار مىآورند . ولى با توجّه به اين كه اين خطبه تقريبا بدون فاصله با بيعت امام ( ع ) ايراد شده ، معنى اوّل مناسبتر است . سپس با سوگند ديگرى اين مطلب را تأكيد كرده ، مىفرمايد : « به خدا سوگند هرگز حقيقتى را كتمان نكردهام و هيچ گاه دروغى نگفتهام و موقعيّت امروز را از قبل به من خبر دادهاند ! ( يعنى پيامبر اكرم ( ص ) تمام اين امور را پيشبينى فرموده و به من خبر داد و من با آگاهى تمام براى شما بازگو كردم ! ) » ( و اللّه ما كتمت وشمة « 1 » ، و لا كذبت كذبة ، و لقد نبّئت بهذا المقام و هذا اليوم ) . اينها همه براى آن است كه مردم بيدار باشند و تسليم توطئههايى همچون توطئهء جنگ « جمل » و « صفّين » و « نهروان » نشوند و بدانند روزهاى سخت امتحانى در پيش دارند و كاملا مراقب وضع خويش باشند ، هر چند متأسفانه اين هشدارهاى مؤكّد از فرد آگاه و بيدارى همچون على ( ع ) در دلهاى گروهى مؤثر نيفتاد و باز هم از بوتهء امتحان سيهروى بيرون آمدند . ظاهرا منظور امام ( ع ) از بيان اين جمله همان خبرهاى غيبى است كه رسول خدا ( ص ) به او در بارهء حوادث آينده داد و همان گونه كه در بحث علم غيب
--> ( 1 ) « وشمة » در اصل به معناى خالى است كه با سوزن كوبيده مىشود و يك مادهء رنگى بر آن مىنهند تا به زير پوست منتقل شود . سپس به اشياى كوچك ، مانند يك قطرهء آب باران يا يك سخن كوتاه نيز اطلاق شده است و در اين جا به همين معنى اخير است .