الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

517

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

« عايشه » پذيرفت و به راه خود ادامه داد ! « 1 » عجيب اين است كه اين گونه مطالب ، سبب ترديد « عايشه » مىشد ولى آن همه روايات صريحى كه از پيامبر اكرم در بارهء على ( ع ) شنيده بود و راوى بسيارى از آنها خود او بوده است ، سبب ترديد و انصراف او نشد ، و اين از عجايب است ! در ضمن از اين داستانها استفاده مىشود كه او به آسانى فريب مىخورد و تغيير عقيده مىداد . 2 - نكوهش اهل بصره آنچه در خطبهء بالا از مذمّت اهل « بصره » آمد ، قسمتى از آن مربوط به تأثير آب و هوا و موقعيّت شهر و وضع اجتماعى آن جا ( كه بندرگاه بود ، و محل ورود انواع فرهنگها و افكار و اخلاق آلوده ، كه به طور طبيعى در آن جا و مانند آن بوده و هست ) مىباشد ولى بخشى از آن مربوط به صفات و روحيّات ساكنان آن جا بوده ، كه اين قسمت لزومى ندارد در هر عصر و زمانى چنان باشد ، بلكه اشاره به مردم همان عصر و همان زمان است كه به آسانى تسليم برنامه‌هاى زشت و نفاق‌افكن « طلحه » و « زبير » شدند و پيمان خود را با على ( ع ) شكستند و آن همه كشته در اين راه خطا ، دادند . بنا بر اين مانعى ندارد كه در اعصار ديگر ، نيكان و پاكانى در آن جا باشند . به همين دليل در بعضى از روايات ، مدح و ستايش اين شهر نيز ديده مىشود ، از جمله در خطبه‌اى كه از امير مؤمنان على ( ع ) نقل شده ، ضمن بر شمردن بخشهايى از حوادث سختى كه بر اين شهر مىگذرد مىخوانيم كه امام ( ع ) اهل بصره را مخاطب ساخت و فرمود : خداوند براى هيچ يك از شهرهاى

--> ( 1 ) « شرح ابن ابى الحديد » ، جلد 6 ، صفحهء 225 .