الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

448

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

لحظه كه شمشير « ابن ملجم » بر فرق مباركش وارد شد ، فرمود : « فزت و ربّ الكعبة ، به پروردگار كعبه پيروز شدم ( و رهايى يافتم ) » . « 1 » 3 - چرا سكوت كردم ؟ امام ( ع ) مىگويد : سكوت من به خاطر آگاهى بر اسرارى است كه اگر آن را آشكار سازم همچون طنابها در چاههاى عميق به لرزه در مىآييد . روشن است كه چاهها هر چه عميق‌تر باشند لرزش طناب و دلو در اعماق آنها بيشتر است ، زيرا مختصر لرزشى در يك سوى طناب تبديل به لرزش وسيعى در سوى ديگر مىشود . امّا اين كه اين اسرار اشاره به كدام امر است ، در ميان شارحان « نهج البلاغه » گفتگوست و احتمالات زيادى در بارهء آن داده‌اند ، گاه آن را اشاره به وصيّت پيامبر ( ص ) به سكوت و ترك درگيرى دانسته‌اند و گاه اشاره به آگاهيهاى آن حضرت بر عواقب امور و مصالح و مفاسد جامعهء اسلامى كه سبب سكوت مىگشت دانسته‌اند . بعضى آن را اشاره به آگاهى آن حضرت بر احوال آخرت مىدانند يعنى من مسائلى از جهان ديگر مىدانم كه اگر براى شما آشكار سازم تكان خواهيد خورد . بعضى آن را اشاره به « قضا و قدر » حتمى الهى دانسته‌اند كه دامان امّت را فرو گرفته و به بيراهه‌ها مىكشاند . ولى انصاف اين است كه هيچ يك از اين احتمالهاى چهارگانه با محتواى خطبه و جمله‌هاى قبل و شأن ورود آن سازگار نيست و بهتر اين است كه گفته شود اين جمله اشاره به دگرگونيهايى است كه در حال « صحابه » و مدّعيان اسلام و ايمان بعد از پيامبر ( ص ) رخ مىداد و افرادى كه مردم ديروز ، آنها را پرچمدار حق مىدانستند پرچمدار ضلالت و باطل مىشوند و كسانى كه ديروز پشت سر

--> ( 1 ) بحار الانوار ، جلد 42 ، صفحهء 239 .