الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

442

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

حق و اجراى عدالت و يا دفع باطل مىدانست . « 1 » ولى هنگامى كه مىبيند اين قيام به اين هدف منتهى نمىشود ، بلكه ايجاد خلاف ميان صفوف مسلمين مىكند و ممكن است منافقان كه منتظر بودند از آب گل‌آلود ماهى بگيرند ، برخيزند و اساس اسلام را به خطر بيندازند ، چاره‌اى جز سكوت نمىبيند . « ابن ابى الحديد » مىگويد : روايت شده است كه روزى « فاطمه » - سلام اللّه عليها - امام را به قيام ترغيب كرد و در همان حال صداى مؤذّن برخاست ( اشهد أنّ محمّدا رسول اللّه ) امام رو به همسر گراميش فاطمه كرد ، فرمود : « ا يسرّك زوال هذا النّداء من الارض ، آيا دوست دارى اين صدا از روى زمين برچيده شود » ؟ عرض كرد : نه . فرمود : پس مطلب همان است كه من مىگويم ( بايد سكوت و تحمّل كرد ) . « 2 » از همهء اينها گذشته هر كار - مخصوصا قيامهاى مهم اجتماعى سياسى - نياز به فراهم شدن شرايط دارد و بايد زمينه‌هاى آن فراهم گردد و در غير اين صورت نتيجه‌اى جز ناكامى و شكست و اتلاف نيروها نخواهد داشت و مانند آن است كه ميوهء نارسيده را از درخت بچينند يا بذر در شوره‌زار بريزند . امام كه از اين واقعيّتها با خبر بود ، وظيفهء الهى خود را در اين ديد كه سكوت را بر قيام ترجيح دهد .

--> ( 1 ) به خطبهء 33 مراجعه شود . ( 2 ) شرح ابن ابى الحديد ، جلد 11 ، صفحهء 113 .