الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
438
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
و سپس به عنوان داورى نزد شخص ثالثى رفتن مىباشد ) . در واقع امام ( ع ) در اين سخن گهربارش انگشت روى نقطهء اصلى دردهاى جانكاه جامعهء بشريّت گذارده كه هميشه جنگهاى خونين و اختلافات و كشمكشها و كشت و كشتارها و ناامنيها از برترىجوييها و تفاخر سرچشمه مىگيرد ، و اگر اين بت ، شكسته شود بيشترين مشكلات جوامع بشرى حل خواهد شد و دنيا امن و امان و آرام مىگردد . درست است كه طالبان مقام و قدرت ، هر كدام زير چتر دفاع از حقوق جامعه و حفظ ارزشها پنهان مىشوند ولى چه كسى است كه نداند اينها همه بهانهء رسيدن به مقام و وسيلهء برترىجويى بر ديگران است ؟ سپس به سراغ نكتهء دوّم مىرود و مىفرمايد : « آن كس كه با داشتن بال و پر ( يار و ياور ) قيام كند رستگار شده ، يا در صورت نداشتن نيروى كافى راه مسالمت پيش گيرد ( راحت شده و مردم را راحت كرده است ) ( افلح من نهض بجناح ، او استسلم فاراح ) . « 1 » در واقع در اين جا امام ( ع ) به اين نكتهء اساسى اشاره مىفرمايد كه قيام كردن براى گرفتن حق شرايطى دارد ، اگر آن شرايط موجود باشد من مضايقه ندارم ولى هنگامى كه شرايط موجود نيست ، عقل و منطق و دين مىگويد قيام كردن نه تنها موجب پيشرفت نيست بلكه باعث ايجاد شكاف و اختلاف و اذيّت و آزار خويش و ديگران و هدر دادن نيروهاست و اين يكى از اصول جاويدانى است كه بايد در تمام كارهاى اجتماعى و مخصوصا قيامهاى سياسى مورد توجّه دقيق باشد . در سوّمين نكته اشاره به مسألهء خلافت و حكومت بر مردم كه گروهى يقه
--> ( 1 ) توجّه داشته باشيد كه « اراح » گاه به معنى لازم و گاه به معنى متعدّى آمده است . در صورت اوّل مفهومش اين است كه خودش راحت مىشود و در صورت دوّم ديگران را راحت مىكند .