الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
41
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
تصميم بر موعظه و پند و اندرز مىگيرد ، سخنانى از زبانش تراوش مىكند كه گويى طبيعتى همچون راهبانى دارد كه لباس مخصوص رهبانى پوشيده و در ديرها زندگى مىكنند ، نه خون حيوانى مىريزند و نه حتّى از گوشت حيوان تناول مىكنند . گاه در چهرهء « بسطام بن قيس » و « عتيبة بن حارث » و « عامر بن طفيل » « 1 » ظاهر مىشود و گاه در چهرهء « سقراط حكيم » و « يوحنّا » و « مسيح بن مريم » . من سوگند مىخورم به همان كسى كه تمام امّتها به او سوگند ياد مىكنند ، من اين خطبه ( خطبهء الهيكم التكاثر 221 ) را از پنجاه سال قبل تاكنون بيش از هزار بار خواندهام و هر زمان آن را خواندهام ، ترس و وحشت و بيدارى عميقى تمام وجود مرا در برگرفت و در قلب من اثر عميقى گذاشت و در اعضاى پيكرم لرزشى . هر زمان در محتواى آن دقّت كردم ، به ياد مردگان از خانواده و بستگان و دوستانم افتادم و چنان پنداشتم كه من همان كسى هستم كه امام در لا به لاى اين خطبه توصيف مىكند . چقدر واعظان و خطيبان و فصيحان در اين زمينه سخن گفتهاند و چقدر من در برابر سخنان آنها به طور مكرّر قرار گرفتهام امّا در هيچ كدام از آنها تأثيرى را كه اين كلام در دل و حالم مىگذارد ، نديدهام » . « 2 » 3 - « شيخ بهايى » در « كشكول » خود از كتاب « الجواهر » از قول « أبو عبيدة » نقل مىكند : « على ( ع ) نه جمله بيان فرموده كه بليغان عرب را از آوردن يك جملهء مانند آن مأيوس ساخته است . سه جمله در مناجات ، سه جمله در علوم و سه جمله در ادب » . « 3 »
--> ( 1 ) در جاهليّت سه نفر به عنوان قهرمان ميدان نبرد معروف بودهاند و به آنها مثل زده مىشد ، عامر بن طفيل و بسطام بن قيس و عتيبة بن حارث ( الاعلام زركلى ، جلد 4 ، صفحهء 201 ) . ( 2 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 11 ، صفحهء 153 . ( 3 ) كشكول شيخ بهايى ، جلد 3 ، صفحهء 397 .