الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

399

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

ذات پاك خدا مىكند و مىگويد : « فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى » ، خداوند ، شكافندهء دانه و هسته است » « 1 » و اين در واقع اشاره به مهمترين آفرينش پروردگار يعنى آفرينش حيات و زندگى است و جملهء « برء النّسمة » اشاره به آفرينش انسان و روح و جان اوست ، همان آفرينش عظيم و بسيار مهمّى كه قرآن مجيد بعد از ذكر آن « فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » « 2 » مىگويد و اين در واقع سوگند به مهمترين كار خالق در جهان هستى است و دليل بر اهميّت مطلبى است كه سوگند براى آن ياد شده است . جملهء « لو لا حضور الحاضر » در ظاهر اشاره به « حضور حاضران براى بيعت » با اوست ، هر چند بعضى حاضر را اشاره به خود « بيعت » دانسته‌اند كه در معنى تفاوت چندانى نمىكند . امّا اين كه منظور « حضور خداوند » يا « حضور زمانى كه پيامبر ( ص ) آن را براى على ( ع ) پيش‌بينى كرده بود » باشد بسيار بعيد به نظر مىرسد ، هر چند بعضى از بزرگان آن را به عنوان احتمال ذكر كرده‌اند . به هر حال اين جمله از نظر معنى با جملهء « و قيام الحجّة بوجود النّاصر » تقريبا يكى است و هر دو اشاره به اتمام حجّت بر آن حضرت است كه با وجود آن همه ياوران و بيعت كنندگان ، براى اقامهء عدل بپاخيزد . جملهء « لالقيت حبلها على غاربها » كنايه از صرف نظر كردن از چيزى است ، زيرا هنگامى كه كارى با شتر نداشته باشند مهارش را بر پشتش مىافكنند و آن را به حال رها مىكنند . جملهء « لسقيت آخرها بكاس اوّلها ، آخرينش را با جام اوّلينش سيراب مىكردم » كنايه از اين است : همان گونه كه در برابر خلفاى سه گانهء گذشته صبر و شكيبايى

--> ( 1 ) سورهء انعام ، آيهء 95 . ( 2 ) - سورهء مؤمنون ، آيهء 14 .