الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
360
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
شايستگى براى خلافت را ملحوظ دارند ، جاى ترديد نبود كه مرا مىبايست تعيين مىكردند ، ولى افسوس كه هدفهاى ديگرى در اين مسأله دنبال مىشد و به راستى جاى تأسف است كسى كه به منزلهء جان پيامبر ( ص ) و باب مدينة علم النّبى و عالم به كتاب و سنّت و آگاه بر تمام مسائل اسلام بوده و از آغاز عمر در مكتب توحيد و در كنار پيامبر اسلام ( ص ) پرورش يافته ، كارش به جايى برسد كه او را در رديف « عبد الرحمن بن عوف » ها و « سعد وقّاص » ها و مانند آنها قرار دهند . سپس مىافزايد : « ولى ( من به خاطر مصالح اسلام با آنها هماهنگى كردم ) هنگامى كه پايين آمدند پايين آمدم و هنگامى كه پرواز كردند پرواز كردم » ( لكنّى اسففت اذ اسفّوا ، و طرت اذ طاروا ) . « 1 » اين در حقيقت كنايهاى است از وضع پرندگانى كه به صورت دسته جمعى پرواز مىكنند گاه اوج مىگيرند و به فراز مىروند و گاه پايين مىآيند و به زمين نزديك مىشوند و در هر دو حال همراه يكديگرند . روشن است كه احوال شكنندهء زمان خلفا - مخصوصا به هنگامى كه يك خليفه از دور ، خارج مىشد - ايجاب مىكرد كه از هر گونه تفرقه پرهيز شود مبادا دشمنانى كه در كمين نشسته بودند سر بر آورند و اساس اسلام را به خطر بيندازند . اين احتمال نيز در تفسير اين جمله وجود دارد كه منظور امام ( ع ) اين بوده است كه من همواره به دنبال حق بودهام و براى به دست آوردنش همراه آن حركت كردم ، با آنهايى كه در رديف بالا بودند همراه شدم و با اينها كه در رديف پايين بودند نيز همراهى كردم .
--> ( 1 ) « اسففت » از مادهء « اسفاف » به معنى نزديك شدن چيزى با شيء ديگر است و هنگامى كه پرنده ، خود را به زمين نزديك كند اين تعبير در مورد او به كار مىرود . اين تعبير در مورد بافتن حصير و مانند آن نيز به كار مىرود زيرا رشتههاى آن به هنگام بافتن به هم نزديك مىشود و به معنى شدّت نگاه كردن نيز آمده است . ( مراجعه كنيد به مقاييس اللغة و لسان العرب )