الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
358
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
جمعآورى و خوردن بيت المال نداشت و بستگان پدرش ( بنى اميه ) به همكارى او برخاستند و همچون شتر گرسنهاى كه در بهار به علفزار بيفتد و با ولع عجيبى گياهان را ببلعد به خوردن اموال خدا مشغول شدند . سرانجام بافتههاى او پنبه شد و كردارش ، كارش را تباه كرد و ثروتاندوزى و شكمخوارگى به نابوديش منتهى شد ! شرح و تفسير دوران خليفهء سوّم در اين قسمت از خطبه ، امام ( ع ) به پايان يافتن دوران خليفهء دوّم و تحولاتى كه براى رسيدن عثمان به مقام خلافت صورت گرفت اشاره مىكند و از نكات دقيق و باريك تاريخى و اسرار پنهان يا نيمه پنهان اين داستان پرده برمىدارد و موضع خود را در برابر اين امر روشن مىسازد و در ادامهء آن به مشكلات عظيمى كه امّت اسلامى در دوران خليفهء سوّم گرفتار شدند و شورشهايى كه منتهى به قتل او شد ، با عبارات كوتاه و بسيار فشرده و پر معنى و آميخته با كنايات و استعارات و تشبيهات اشاره مىفرمايد . نخست مىگويد : « اين وضع همچنان ادامه داشت تا او ( خليفهء دوّم ) نيز به راه خود رفت و در اين هنگام ( در آستانهء وفات ) خلافت را در گروهى به شورا گذاشت كه به پندارش من نيز يكى از آنها بودم » ( حتّى اذا مضى لسبيله جعلها فى جماعة زعم انّي احدهم ) . تعبير به « زعم انّي احدهم ، پنداشت من يكى از آنها بودم » ممكن است اشاره به يكى از دو معنا باشد : نخست اين كه مرا در ظاهر جزء نامزدهاى خلافت قرار داد در حالى كه مىدانست در باطن ، نتيجه چيست و چه كسى از اين شورا بيرون مىآيد . ديگر اين كه او در ظاهر چنين وانمود كرد كه من همرديف آن پنج نفرم ، در