الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

353

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

2 - اشتباهات و عذرخواهيها ! 1 - در « سنن بيهقى » كه جامعترين كتاب حديث ، از اهل سنّت است ، در حديثى از « شعبى » نقل مىكند كه يك روز عمر خطبه‌اى براى مردم خواند ، حمد و ثناى الهى به جاى آورده ، سپس گفت : « آگاه باشيد مهر زنان را سنگين نكنيد چرا كه اگر به من خبر رسد كسى بيش از آنچه پيامبر مهر كرده ( مهر زنان خودش قرار داده ) مهر كند من اضافهء بر آن را در بيت المال قرار مىدهم ! » سپس از منبر پايين آمد ، زنى از قريش نزد او آمد و گفت : اى امير مؤمنان ! آيا پيروى از كتاب الهى ( قرآن ) سزاوارتر است يا از سخن تو ؟ عمر گفت : كتاب اللّه تعالى ، منظورت چيست ؟ گفت : تو الآن مردم را از گران كردن مهر زنان نهى كردى در حالى كه خداوند مىفرمايد : « وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً » ، هر گاه مال فراوانى ( به عنوان مهر ) به يكى از آنها پرداخته‌ايد چيزى از آن را پس نگيريد » . « 1 » عمر گفت : « كلّ احد افقه من عمر ، همه از عمر فقيه‌ترند ! » اين جمله را دو يا سه مرتبه تكرار كرد ، سپس به منبر بازگشت و گفت اى مردم ! من شما را از زيادى مهريهء سنگين زنان نهى كردم ، آگاه باشيد هر كس آزاد است در مال خود هر چه مىخواهد انجام دهد » . « 2 » اين حديث در بسيارى از كتب ديگر با تفاوتهاى مختصرى نقل شده است . « 3 » 2 - در كتب بسيارى از منابع معروف ( مانند : « ذخاير العقبى » ، « مطالب

--> ( 1 ) سورهء نساء ، آيهء 20 . ( 2 ) « سنن بيهقى » ، جلد 7 ، صفحهء 233 . ( 3 ) از جملهء « سيوطى » در « الدّر المنثور » ، « زمخشرى » در « كشّاف » ( ذيل آيهء فوق ) و نويسندهء كنز العمّال در كتاب خود ، جلد 8 ، صفحهء 298 و ابن ابى الحديد در شرح خود جلد 1 ، صفحهء 182 .