الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

346

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

سپس مىافزايد : « كسى كه با اين حوزهء خلافت سر و كار داشت به كسى مىماند كه بر شتر سركشى سوار گردد ، اگر مهار آن را محكم بكشد پرده‌هاى بينى شتر پاره مىشود و اگر آن را آزاد بگذارد در پرتگاه سقوط مىكند ( و خود و اطرافيان خويش را به هلاكت مىافكند ) » ( فصاحبها كراكب الصّعبة « 1 » ان اشنق « 2 » لها خرم « 3 » ، و ان اسلس « 4 » لها تقحّم « 5 » ) . امام ( ع ) در اين جمله وضع حال خود و گروهى از مؤمنان را در عصر خلافت خليفهء دوم شرح مىدهد كه اگر با وجود ويژگيهاى اخلاقى كه در بالا اشاره شد در شخص خليفه ، كسى مىخواست با او به مقابله برخيزد ، كار به اختلاف و مشاجره و اى بسا شكاف در ميان مسلمين يا مواجهه با خطراتى از ناحيهء خليفه مىشد و اگر مىخواست سكوت كند و بر همه چيز صحّه بنهد خطرات ديگرى اسلام و خلافت اسلامى را تهديد مىكرد ، در واقع دائما در ميان دو خطر قرار داشتند : خطر برخورد با خليفه و خطر از دست رفتن مصالح اسلام . به همين دليل در جمله‌هاى بعد ، امام ( ع ) از ناراحتى خودش و ساير مردم در آن عصر شكايت مىكند و مشكلات روزافزون مسلمانان را بر مىشمارد . اين احتمال نيز از سوى بعضى از شارحان نهج البلاغه داده شده است كه

--> ( 1 ) « صعبة » به معنى انسان يا حيوان سركش است و نقطهء مقابل آن « ذلول » به معنى رام مىباشد و « صعبة » در اين جا اشاره به ناقهء صعبه ( شتر سركش ) است . ( 2 ) « اشنق » به معنى كشيدن زمام ناقه و مانند آن است و « شناق » بر وزن كتاب به ريسمانى گفته مىشود كه دهان مشك را با آن مىبندند . ( 3 ) « خرم » از مادهء « خرم » ( بر وزن چرم ) به معنى پاره كردن و شكافتن است . ( 4 ) « اسلس » از مادهء « سلس » ( بر وزن قفس ) و « سلاسة » به معنى سهولت و آسانى است بنا بر اين اسلس به معنى « رها كرد و سهل و آسان گرفت » مىباشد . ( 5 ) « تقحّم » از ماده « قحوم » ( بر وزن شعور ) به معنى انداختن خويشتن در چيزى بدون فكر و مطالعه است .