الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

343

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

گفتار « على » ( ع ) تفاوت بسيار است . ابو بكر گفت من بهترين شما نيستم بنا بر اين صلاحيت براى خلافت ندارم زيرا خليفه بايد از همه ، صالح‌تر باشد ولى على ( ع ) هرگز چنين سخنى را نگفت او نمىخواست با پذيرش خلافت ، فتنه‌جويان فتنه بر پا كنند » . « 1 » سپس ابن ابى الحديد مىافزايد : « اين سخن در صورتى صحيح است كه افضليت ، شرط امامت باشد ( اشاره به اين كه ممكن است كسى بگويد لازم نيست امام افضل باشد ، سخنى كه منطق و عقل آن را هرگز نمىپسندد و گفتن آن مايهء شرمندگى است ) » . ولى ما مىگوييم مطلب فراتر از اين است . اگر در همان خطبهء 92 كه به آن استدلال كرده‌اند دقّت كنيم و تعبيراتى كه در ميان اين جمله‌ها وجود دارد و در مقام استدلال حذف شده است در نظر بگيريم ، دليل گفتار على ( ع ) بسيار روشن مىشود . او با صراحت مىفرمايد : « فانّا مستقبلون امرا له وجوه و الوان لا تقوم له القلوب و لا تثبت عليه العقول ، اين كه مىگويم مرا رها كنيد و به سراغ ديگرى برويد براى اين است كه ما به استقبال چيزى مىرويم كه چهره‌هاى مختلف و جهات گوناگونى دارد . دلها در برابر آن استوار و عقلها ثابت نمىماند » ( اشاره به اين كه در دستورات اسلام و تعاليم پيامبر ( ص ) در طول اين مدّت تغييراتى داده شده كه من ناچارم دست به اصلاحات انقلابى بزنم و با مخالفتهاى گروهى از شما رو به رو شوم ) آن گاه مىافزايد : « و انّ الآفاق قد اغامت و المحجّة قد تنكّرت ، چرا كه چهرهء آفاق ( حقيقت ) را ابرهاى تيره فرا گرفته و راه مستقيم حق ، گم شده و ناشناخته مانده است » . سپس با صراحت جمله‌اى را بيان مىكند كه جان مطلب در آن است ، مىفرمايد : « و اعلموا انّى ان اجبتكم ركبت بكم ما اعلم و لم اصغ الى قول القائل

--> ( 1 ) شرح ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، صفحهء 169 .