الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

341

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

« ولّيتكم و لست بخيركم ، مرا به خلافت برگزيده‌اند در حالى كه بهترين شما نيستم » « 1 » اين روايت به هر صورت كه باشد نشان مىدهد كه او مايل به قبول خلافت نبود يا به گمان بعضى به خاطر اين كه نسبت به آن بىاعتنا بود و يا با وجود على ( ع ) خود را شايستهء اين مقام نمىدانست ، هر چه باشد اين سخن با كارى كه در پايان عمر خود كرد سازگار نبود و اين همان چيزى است كه على ( ع ) از آن ابراز شگفتى مىكند كه چگونه با اين سابقه ، مقدّمات انتقال سريع خلافت را حتى بدون مراجعهء به آرا و افكار مردم براى ديگرى فراهم مىسازد . در پايان اين فراز مىفرمايد : « چه قاطعانه هر دو از خلافت ، به نوبت ، بهره‌گيرى

--> ( 1 ) اين حديث از احاديثى است كه در كتب شيعه و اهل سنّت به صورت گسترده نقل شده است : « ابن ابى الحديد » در شرح خود دو تعبير بالا را آورده است ( شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، صفحهء 169 ) . « شيخ محمد عبده » دانشمند بزرگ مصرى در شرح نهج البلاغهء خويش مىگويد : بعضى روايت كرده‌اند كه « ابو بكر » بعد از بيعت گفت : « اقيلونى فلست بخيركم » ، ولى غالب دانشمندان ، اين روايت را به اين صورت نپذيرفته و گفته‌اند : روايت به صورت : « ولّيتكم و لست بخيركم » مىباشد . ( شرح نهج البلاغه عبده ، صفحهء 86 ، ذيل همين خطبه ) در پاورقىهاى « احقاق الحق » از « ابن حسنويه » محدث « حنفى موصلى » در كتاب « درّ بحر المناقب » حديث مفصّلى در اين زمينه نقل مىكند كه در آخر آن آمده است كه ابو بكر گفت : « اقيلونى فلست بخيركم و علىّ فيكم ، مرا رها كنيد كه بهترين شما نيستم در حالى كه على در ميان شماست » ( احقاق الحق ، جلد 8 ، صفحهء 240 ) . « طبرى » مورخ معروف مىنويسد : « ابو بكر » بعد از بيعت « سقيفه » خطبه‌اى خواند و در ضمن آن گفت : « ايّها النّاس فانّى قد ولّيت عليكم و لست بخيركم ، اى مردم مرا به خلافت بر شما برگزيده‌اند در حالى كه بهترين شما نيستم » ( تاريخ طبرى ، جلد 2 ، صفحهء 450 چاپ مؤسسهء اعلمى بيروت ) . « ابن قتيبه دينورى » در « الامامة و السياسة » نقل مىكند كه ابو بكر با چشم گريان به مردم گفت : « لا حاجة لى فى بيعتكم اقيلونى بيعتى ، من نيازى به بيعت شما ندارم بيعت مرا باز گردانيد » ( الامامة و السياسة ، جلد 1 ، صفحهء 20 ) .