الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

326

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

نخست اين كه ممكن است گفته شود : چرا على ( ع ) در اين جا از خويشتن تعريف كرده ، در حالى كه تعريف از خويش نكوهيده است ( تزكية المرء لنفسه قبيح ) . ولى بايد توجّه داشت كه ميان خودستايى و معرّفى كردن ، فرق بسيار است . گاه مردم از شخصيّت كسى بىخبرند و بر اثر ناآگاهى نمىتوانند استفادهء كافى از او كنند ، در اين جا معرّفى كردن چه از سوى خود و چه از سوى ديگران نه تنها عيب نيست بلكه عين صواب و طريق نجات است و همانند معرّفيهايى است كه يك طبيب در بالاى نسخهء خود در مورد تخصّصهاى طبّيش مىكند كه تنها ، فايدهء راهنمايى مردم براى حلّ مشكلاتشان دارد نه جنبهء خودستايى . ديگر اين كه ، جملهء « ينحدر عنّى السّيل ، و لا يرقى الىّ الطّير » يك ادعاست ، دليلش چيست ؟ پاسخ اين سؤال از پاسخ سؤال اول روشنتر است ، زيرا هر كس كمترين ارتباطى با تاريخ اسلام و مسلمين دارد ، مقام بىنظير امير مؤمنان على ( ع ) را در علم و دانش مىداند زيرا علاوه بر احاديث فراوانى كه از پيغمبر اكرم ( ص ) در زمينهء علم وسيع على ( ع ) نقل شده و علاوه بر اين كه همهء علوم اسلامى طبق تصريح جمعى از دانشمندان اسلامى از وجود او سرچشمه گرفته و او بنيانگذار اين علوم محسوب مىشود « 1 » و علاوه بر اين كه در تمام دوران خلفا هر زمان مشكل مهمّى در مسائل مختلف اسلامى پيش مىآمد و همه از حلّ آن عاجز مىماندند ، به على ( ع ) پناه مىبرند و حلّ نهايى را از او مىخواستند ، تنها مطالعهء خطبه‌ها و نامه ها و كلمات قصار آن حضرت در نهج البلاغه براى پى بردن به اين حقيقت كافى

--> ( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه بحث مفصلى در اين زمينه بيان كرده و يك يك از علوم اسلامى را ذكر مىكند و چگونگى ارتباط و پيوندش را از نظر تاريخى با اقيانوس علم على ( ع ) شرح مىدهد . ( شرح ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، صفحهء 17 تا 20 )