الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

310

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

باز گردند و واپس ماندگان سرعت گيرند و به آنها برسند و اين تشبيه لطيفى است كه قافله‌اى را در نظر مجسّم مىكند كه راهنمايان هوشيار و آگاهى دارد ولى گروهى بىحساب پيشى مىگيرند و در بيابان گم مىشوند و گروهى سستى كرده ، عقب مىمانند و طعمهء درندگان بيابان مىشوند . سپس در يك نتيجه‌گيرى نهايى مىفرمايد : « ويژگيهاى ولايت و حكومت از آن آنهاست » ( و لهم خصائص حقّ الولاية ) . مقدّم داشتن « لهم » در جملهء بالا اشاره به اين است كه اين ويژگيها منحصر به آنهاست . چگونه از همه شايسته‌تر نباشند در حالى كه آنها اساس دين و ستون يقينند و اسلام راستين و ناب محمّدى را خالى از هر گونه افراط و تفريط عرضه مىكنند و نعمتهاى وجودى آنها بر همگان جريان دارد . درست به همين دليل : « وصيّت پيامبر و وراثت خلافت او در آنهاست » ( و فيهم الوصيّة و الوراثة ) . اگر پيامبر در بارهء آنان وصيّت كرد و پيشوايى خلق را به آنان سپرد به خاطر همين واقعيّتها بود نه مسئلهء پيوند خويشاوندى و نسب . پيداست كه منظور از وصيّت و وراثت در اين جا مقام خلافت و نبوّت است و حتّى كسانى كه ارث را در اين جا به معنى ارث علوم پيامبر ( ص ) گرفته‌اند نتيجه‌اش شايستگى آنها براى احراز اين مقام است ، چرا كه پيشواى خلق بايد وارث علوم پيامبر باشد و جانشين او همان وصىّ اوست ، زيرا معلوم است كه ارث اموال ، افتخارى نيست و وصيّت در مسائل شخصى و عادى ، مطلب مهمّى محسوب نمىشود و آنها كه تلاش كرده‌اند وصيت و وراثت را به اين گونه معانى تفسير كنند در واقع گرفتار تعصّبها و تحت تأثير پيشداوريها بوده‌اند ، زيرا آنچه مىتواند همرديف ( اساس الدّين و عماد اليقين و خصائص حقّ الولاية ) واقع