الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

286

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اين نكته نيز قابل توجّه است كه شرك همانطور كه قبلا اشاره شد به معناى شاهراه است . راههاى كوچك ممكن است محو و فراموش شود ولى شاهراهها معمولا خود را نشان مىدهند ، امّا در چنين جامعه‌اى حتّى شاهراههاى هدايت نيز محو و نابود شد . در يك نتيجه‌گيرى ديگر امام مىفرمايد : در چنين شرايط و وضعى ، مردم در دام شيطان افتاده و به پيروى او تن داده بودند « شيطان را اطاعت كرده و در مسير خواسته‌هاى او گام بر مىداشتند » ( اطاعوا الشّيطان فسلكوا مسالكه ) و « درست در همين حال در آبشخور شيطان وارد شدند و از آن سيراب گشتند » ( و وردوا مناهله « 1 » ) . نتيجهء آن همان شد كه امام ( ع ) در جمله‌هاى بعد فرموده : « به وسيلهء آنها ( مردمى كه در دام شيطان گرفتار بودند ) نشانه‌هاى شيطان آشكار و پرچم وى به اهتزاز در آمده بود » ( بهم سارت « 2 » اعلامه ، و قام لواؤه ) . سپس در ترسيم دقيق و با تشبيهات گويا و زنده‌اى مىفرمايد : « اين در حالى بود كه مردم در فتنه‌هايى گرفتار بودند كه با پاى خويش آنان را لگدمال نموده و با سم خود آنها را له كرده بود و همچنان ( اين هيولاى فتنه ) بر روى پاى خود ايستاده بود » ( فى فتن داستهم « 3 » باخفافها « 4 » و وطئتهم باظلافها « 5 » و قامت على سنابكها « 6 » ) . « 7 »

--> ( 1 ) « مناهل » جمع « منهل » به معنى آبشخور ( جايى كه دست به آب رودخانه مىرسد و مىتوان از آن آب برداشت ) . ( 2 ) « سارت » از مادهء « سور » به معنى برافراشته شدن و بالا آمدن است . ( 3 ) « داست » از مادهء « دوس » و « دياس » به معنى پايمال كردن است . ( 4 ) « اخفاف » جمع « خف » به معنى چكمه و قسمت پايين پاى شتر است كه شباهت به چكمه دارد . ( 5 ) « اظلاف » جمع « ظلف » به معنى سم حيواناتى است كه سمشان دوتايى و شكافدار است مانند گوسفند و گاو . ( 6 ) « سنابك » جمع « سنبك » ( بر وزن قنفذ ) به معنى حيواناتى است كه تك سم هستند مانند اسب . ( 7 ) جملهء « فى فتن داستهم » مىتواند متعلق به محذوفى باشد و در تقدير « و النّاس فى فتن داستهم » است . بعضى نيز احتمال داده‌اند جار و مجرور متعلق به سارت در جمله قبل بوده باشد امّا احتمال اوّل قويتر به نظر مىرسد .