الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

275

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

نيك الهى دانسته‌اند كه سرآغازش توحيد است ولى تفسيرى كه در بالا گفته شد صحيح‌تر به نظر مىرسد . بعد از تحكيم پايه‌هاى شهادت به توحيد و يگانگى خدا به سراغ دوّمين و مهمترين اصل بعد از توحيد يعنى شهادت به نبوّت مىرود و مىفرمايد : « من گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستادهء اوست » ( و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله ) . آرى پيش از آن كه رسول خدا باشد بندهء خاصّ او بود و تا بندهء خاص نباشد به مقام رسالت نمىرسد ضمنا پاسخى است به آنها كه رسولان خدا را تا سر حدّ الوهيت بالا مىبردند و بزرگترين افتخار آنان را كه عبوديتشان بود از آنها مىگرفتند . سپس رسالت و مأموريت پيامبر را اين چنين توصيف مىكند ، مىفرمايد : « او را با دين و آيين آشكار و نشانهء روشن و كتاب نوشته شده و نور درخشان و روشنايى تابنده و امر و فرمان قاطع و بىپرده فرستاد » ( ارسله بالدّين المشهور و العلم المأثور « 1 » و الكتاب المسطور و النّور السّاطع « 2 » و الضّياء اللّامع و الامر الصّادع « 3 » ) . در اين كه اين تعبيرات ششگانهء عميق و پر محتوا اشاره به چه امورى است تفسيرهاى گوناگونى وجود دارد . نخست اين كه « دين مشهور » اشاره به آيين اسلام و « علم مأثور » اشاره به معجزات و « كتاب مسطور » اشاره به قرآن و « نور ساطع » اشاره به علوم الهى

--> ( 1 ) « مأثور » از مادهء « اثر » به معنى علامت و نشانه‌اى است كه از چيزى باقى مىماند و به همين دليل علوم بازمانده از پيشينيان را « علم مأثور » مىنامند . ( 2 ) « ساطع » از مادهء « سطوع » به معناى منتشر ساختن است و به معنى بلند شدن و بر افراشته شدن نيز آمده است بنا بر اين نور ساطع به معنى روشنايى گسترده و منتشر است . ( 3 ) « صادع » از مادهء « صدع » در اصل به معنى ايجاد شكاف در اجسام سفت و محكم است سپس به هر گونه قاطعيّت اطلاق شده است .